و مىفرماييم تا در استيناس مدارس كه منبع علم و فتوى و مجمع ايمهء هدى باشد مبالغت نمايد ، و ابواب افادت بر مستفيدان گشاده و طريق عطلت بسته دارد ، چه بر علماء بعد از تركيب « 1 » نفس هيچچيز واجبتر از تركيب « 2 » علم كه نصابى تمام و ذخيرهء بزرك است نتواند بود ، و در احترام علما و اكرام فقها - كه مصابيح عراض « 3 » شريعت و مفاتيح ابواب حقيقت ايشانند و رونق اسلام همواره بگشايش كار ايشان باز بسته باشد و نظام كار ملت پيوسته بنظم حال ايشان پيوسته - برقرار معهود بغايت مجهود برسد .
و هريك را بر قدر وسيلت فضيلت و اندازهء هدايت و درايت علم « 4 » او تقريب و ترجيب و احظار « 5 » و ارضأ واجب شناسد ، چنان كه زبان جمله ارباب فضل بثناى او مطلق « 6 » باشد و دل كافهء ابناى هنر بر ولاء او منطبق ، و عمارت مساجد - كه نزهتگاه اهل ايمان و بارگاه فضل يزدان و موضع « 7 » اقامت صلوات و مهبط اجابت دعوات است - بر ( خود فرض « 8 » ) لازم و قرضى متوجه شمرد ، انما يعمر مساجد الله
( مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ *
« 9 » ) ( الأية ) ، و در استثمار فوايد و استكثار عوايد و استقرار نتايج اوقاف و مسبلات آثار كفايت و دلايل شهامت باظهار رساند ، و بهر موضع « 10 » نايبى با راى صايب و عاملى با كفايت كامل و مسترفعى « 11 » در معاملت « 12 » مستقصى وكيلى « 13 » بمصالح زراعت كفيل نصب كند ، تا در عمارت و آبادانى و زراعت و دهقانى آن موضع منتسم « 14 » باشد و بر استجماع ارتفاع و انتفاع « 15 » متوفر باشد « 16 » . و بگويد تا در استيجار و اجارت شرط ( استيمار و استخارت « 17 » ) بجاى آرند ، و طلب غبطت واجب دارند ، و محصولات و ارتفاعات را از دست مستأكله و تصرف مستهلكه محفوظ و مصون گردانند ، و بصدق نيت در تحرى رضاى حضرت ربوبيت آن را بمصاب حقوق
هامش
( 1 ) تزكيت .
( 2 ) تزكيت ( ظ ، تذكرت ) .
( 3 ) اغراض ( ظ ، عراص ) .
( 4 ) سا .
( 5 ) و اخطار ( ظ ، و احظاء ) و اخطاء بمعنى بهرهمند ساختن و برترى بخشيدن است .
( 6 ) منطلق ( بمعنى گشاده و روان ) .
( 7 ) و مواضع .
( 8 ) خويش فرضى .
( 9 ) سا .
( 10 ) موضعى .
( 11 ) ش ، بردارندهء محصولات و عايدات .
( 12 ) معاملات .
( 13 ) و وكيلى .
( 14 ) متسم ، متسمر ( ظ ، متشمر ) .
( 15 ) ضا ، آن .
( 16 ) گردد .
( 17 ) استثمار و استحارت .