منشورى كه منظويست بر تقرير اقطاعات نسا از بهر ملك كبير عضد الدولة و الدين طغانشاه ابو بكر بن المؤيد رحمه الله « 1 »
رعايت حقوق هواداران و عنايت در حق خدمتكاران و انعام و اصطناع « 2 » دربارهء كسانى كه بعروهء دولت متمسك باشند و بحبل طاعت معتصم و بذيل اخلاص متشبث « 3 » و باهداب « 4 » وسايل اكيد متعلق و اعزاز هريك بر تباين اصناف و تمايز اوصاف و تفاوت درجات ايشان ، از عزايم صواب پادشاهان و دعايم اركان پادشاهى است ، و هركرا از اولوا الأمر در اقتفاء « 5 » اين سنن « 6 » و اقتدا به اين « 7 » سنن توفيق حق رفيق « 8 » گردد و سعادت رغبت مساعدت نمايد عقد « 9 » مملكت او استوار ماند ، و عقد دولت او از انتثار « 10 » مصون باشد ، و فراغ بال از دواعى اختلال احوال او را حاصل آيد « 11 » ، و نظام سلك اقبال و دوام اتساق « 12 » اعمال حضرت او را شامل گردد .
و يكى از لطايف « 13 » عواطف ربّانى و بدايع صنايع يزدانى كه شكر آن از لوازم دانيم و سپاس آن از فرايض شمريم در حق ما « 14 » آنست كه هركه عرصهء سينه را بنور موالات ما روشن گردانيد و دست در دامن اخلاص ما زد و پاى در دايرهء مطاوعت ما نهاد و سر در ربقهء متابعت ما آورد و بصفاء اعتقاد در دوستدارى حضرت و ثبات قدم در خدمتكارى دولت ما متوسل شد عروس اقبال جلوهكنان استقبال مواكب « 15 » او كند ، و قهرمان دولت پاىكوبان بدايرهء « 16 » فرمان او شود ، و جامع « 17 » همت ما بر اعلاء « 18 » درجهء او موقوف باشد و عنان رغبت بر صوب تربيت او معطوف ، و صوب انعام ما در حق او منهمر « 19 » و مستفيض و عرصهء مراد و « 20 » باستظهار لطف
هامش
( 1 ) عنوان مراسله در نسخهء پاريس چنين است : منشورى ديگر كه هم منوط است بر تقرير معاش و اقطاعات شهر نسا ملك كبير عضد الدولة و الدين طغانشاه ابو بكر المؤيد اسبغ اللّه تعالى رحمة عليه الواسعة .
( 2 ) ش ، بنيكى پروردن و بركشيدن .
( 3 ) متشبب .
( 4 ) ش ، ريشهها .
( 5 ) ش ، از پى رفتن .
( 6 ) ش ، راه و طريقه .
( 7 ) بدين .
( 8 ) ضا ، رحيق .
( 9 ) سا .
( 10 ) ش ، پراكنده شدن .
( 11 ) سا .
( 12 ) ش ، انتظام و كمال .
( 13 ) لواطف .
( 14 ) سا .
( 15 ) موكب .
( 16 ) پذيرهء .
( 17 ) و جوامع .
( 18 ) اعلى .
( 19 ) ش ، ريزان .
( 20 ) مراد او .