باميد آنكه درين هفت و هشت از ديوان نه فلك ده يازدهء « 1 » خبر سلامتى به دو رسد و محصول « 2 » دوازده برج را هزاران بار بمنها و من ذلك پرداخته - آرزومندى « 3 » و نيازمندى و التياح « 4 » و التياع « 5 » و نزاع « 6 » و تعطش « 7 » و تحنن بدوستان يگانه و ياران يكدل و عزيزان محرم و رفيقان همدم « 8 » و حريفان موافق و مخدومان مشفق و برادران مهربان - كه در وقت حوادث خويشتن را سپر تير بلا سازند و از گزارد حق صحبت ياران بتيغ دريغ روى نتابند و بر قانون حريّت و قاعدهء اريحيت چون بيچارهء را پاى در « 9 » سنك نامرادى آيد دستگيرى مشفقانه لازم شمرند و چون آزادهء را در بند محنت بيند « 10 » گشايش كار او را مردانهوار ميان دربندند ( شعر )
اذا استنجدوا لم يسألوا من دعابهم * لاية حرب ام بأى مكان
و آن مجلس بحقيقت پشت آن سپاه و سر آن غوغا و روى آن زمره و صدر آن جريده است - چند « 11 » و چگونه و چه و چون « 12 » باشد ، ( دل و جان را كه با احسن اشفاق و مكارم اخلاق جان بر حمايت تلهف و تاسف روى
هامش
( 1 ) بطوريكه از عبارت مستفاد مىشود ده يازده نام مبلغى بوده است كه كاركنان ديوان از مؤديان خراج بعنوان ده يك براى خود مىگرفته و فى المثل هر ده دينار را يازده دينار و هر ده خروار را يازده خروار دريافت مىداشتهاند .
( 2 ) ظ ، محصول ( بدون واو ) .
( 3 ) خبر ( چه توان دانست كه در چنين حالتى ) است ، و جواب يا خبر خود آن در هفت هشت سطر بعد مىآيد .
( 4 ) تشنگى .
( 5 ) سوز و گذار .
( 6 ) اشتياق و كشش .
( 7 ) احتمال قوى ميرود كه بعضى از اين كلمات معطوفه را ناسخ از خود علاوه كرده باشد .
( 8 ) در اين عبارت اثر يكى از تصرفات كاتب يعنى تقديم و تاخير كلمات كه در مقدمه به آن اشاره شده است احساس مىشود و آن تقديم و تاخير همدم و محرم است ، چه همدم با عزيز و محرم با رفيق مناسبتر مينمايد ، و كاتب برعكس كرده است .
( 9 ) ظ ، بر .
( 10 ) ظ ، بينند .
( 11 ) خبر ( آرزومندى و نيازمندى ) است .
( 12 ) اين دو كلمه از الحاقات كاتب مىنمايد .