و تا اين غايت هر خطاب مشرّف كه رسيده است به نظر مبارك خدايگانى ( سلطانى معظمى « 1 » ) اعلاه الله مشرّف شده است ، و بر سر آن باملاء اخلاص و اختصاص و تلقين و لا و هوا و تقرير « 2 » دل و جان كلمات مطوّل و محامد مفصل رفته است « 3 » ، كه اگرچه فضايل و مناقب خداوندى در اقطار و آفاق گيتى از آفتاب تابان پيداتر است و از روز جهان افروز روشنتر و اعتقاد مبارك ( خدايگانى در آن مكارم اخلاق كه آثار مآثر آن در عالم مستفيض است « 4 » ) بمقرّرى محتاج نيست و اماّ « 5 » خدمتگاران هوادار و دعاگويان مخلص را « 6 » تجنب از شيوهء قديم و فطام « 7 » از عادت مألوف خود صورت نبندد ، ( كل انسان و همه « 8 » )
صدر عالى قوام دولت و دين * اى جهان را چو جان و دل درخورد
از كريمان بجود و بخشش طاق * وز بزرگان بفضل و دانش فرد
طبع فيّاض تو به آب لطف * شست از چهرهء معالى « 9 » گرد
بشكفانيد راى صايب تو * باز در بوستان دولت ورد
بخدايى كه چون تو شخصى را * در جهان كرم پديد آورد
بر كنار مبارك توفيق * ذات پاكت بناز مىپرورد
گر « 10 » رهى در فراق خدمت تو * جرعهء ( باده بىثناء تو « 11 » ) خورد
بعد ازين نيز تا بفرسايد « 12 » * بيش ازين روزگار عمر نورد
سال و مه چاكر تو خواهد بود * روزوشب خدمت تو خواهد كرد
خلاصهء اخلاص و مكنون عقيدت و صورت حال آنست كه در ضمن اين ابيات مذكور و در اثناء اين قطعه مسطور است ، و الله على ما نقول « 13 » شهيد ، هذا « 14 » باب چون مجلس عالى لا زال عاليا در مدّت حضور به حضرت جلت اخلاص دعاگوى در بندگى آن حضرت و خدمتگارى آن دولت - تا « 15 » قيام ساعت بر اشاعت
هامش
( 1 ) سا .
( 2 ) و تقرر .
( 3 ) برفته .
( 4 ) سا .
( 5 ) اما .
( 6 ) مخلص .
( 7 ) فطام .
( 8 ) قطعه .
( 9 ) معانى .
( 10 ) كه .
( 11 ) بادهء شباب .
( 12 ) نفرسايد .
( 13 ) اقول .
( 14 ) و هذا .
( 15 ) ظ ، كه تا .