مألوف حاصل آمد ، و الفطام عن المالوف شديد ، و خط شريف كه مدّتها « 1 » سرمهء چشم كهتر بوده است با چندان آشنايى كه « 2 » چون كرم عهد درين روزگار دشوار « 3 » بدست مىآيد و جز « 4 » بعنايت ديوان انشأ « 5 » در وقت جواب نبشتهاى حضرت خيال جمال او نمىتوان ديد ، و اى نعيم لا يكدره الدهر ، ان شاء اللّه بدين نعمت بارى چشم زخمى نرسد ، و اين قدر تمتع كه قدر آن مىشناسم باقى ماند .
فى الجمله امثال اين تصور « 6 » كه صورت تقصير دارد جز بر تغاير « 7 » روزگار و نكادت عادت ايّام حمل نتوان كرد ، چه كهتر و الله على ما نقول وكيل از اهمال جانب وفادارى « 8 » و اغفال مراسم خدمتگارى مبرّاست « 9 » ، و جناب خداوندى از نسبت تقصير در رعايت جانب دوستان و مراقبت حق مخلصان منزه .
توقّع « 10 » كه اين معاتبه چون از سر « 11 » اعتمادى مىرود بر آن مكارم اخلاق و حسن اشفاق و مطلوب تأكيد « 12 » قاعدهء مصافات و تجديد رسم موالات است بحدّ معاينه برسد ، و به عين الرضا ملحوظ گردد ، و از تبعهء اعتراض ( و اعراض اغراض « 13 » ) محفوظ ماند ، و فى العتاب حيوة بين اقوام ، تا حقوق قديم بر خاطر بزرگوار گذر كند « 14 » ، و كهتر كه بآفت حرمان آن سعادت مبتلاست بدين كفية « 15 » الموتور و نفثة المصدور معذور باشد ، كه بر دوستان حقيقى همه « 16 » تكيه توان كرد و با اخوان صفا همه نكته توان گفت ،
و انك لاعد متك العلى * اخ لا كاخوة هذا الزمان
و انتظار ميرود كه چون آن مجلس بعد ازين غرض « 17 » خدمتگاران مخلص « 18 » باز خواهد و لطايف كرم او « 19 » اطلاق مواجب خدم آغاز دهد « 20 » دگر « 21 » كهتر كه اول عقد آن طايفه و واسطهء عقد آن طبقه بوده است از صحيفهء
هامش
( 1 ) منتها .
( 2 ) سا .
( 3 ) ضا ، دشوار .
( 4 ) ظ ، جز .
( 5 ) ايشان .
( 6 ) تصوير .
( 7 ) تعابر .
( 8 ) هوادارى .
( 9 ) مبرات .
( 10 ) ضا ، است .
( 11 ) سا .
( 12 ) و تاكيد .
( 13 ) اغراض و اعراض .
( 14 ) نكند .
( 15 ) لقنة .
( 16 ) سا .
( 17 ) سا ( ظ ، عرض ) .
( 18 ) مخلص را .
( 19 ) و .
( 20 ) نهد .
( 21 ) ظ ، ذكر .