معاقد مودّت فايده دهد ، و مساق اين كلمات و اتساق اين مقدّمات مقتضى فرط اتحاد و مفضى بمزيد « 1 » اعتماد خواهد بود ، توقّع بكرم معهود و لطف مألوف مجلس شريف زيد شرفا آنست كه فصوص و نصوص آن پيغام و عجر و بجر « 2 » آن سخن را به گوش مودّت و محبت بشنود ، و جملگى آن فصول را كه اصول اتحاد بدان راسخ شود بسمع ارتضا اصغا فرمايد ، تا هر روز لباس موالات كه بر قدّ كرم عهد بريده آمده است سايغتر « 3 » گردد ، و كاس مصافات كه از مشرع اعتقاد پاك اعتراف « 4 » افتاده است « 5 » سايغتر باشد .
چون فريد الدين به حكم اخلاصى « 6 » كه در آن خدمت و اختصاصى كه به آن « 7 » دولت دارد درين حضرت سلمان وار از ميان خانه شده است و حذيفهء « 8 » اسرار مهمات و حديقهء اغراس امانات گشته و جمال الدين نيز بر خفى و جلى و جزوّى و كلى مصالح واقف است و اخبار اطراف و جوانب و احوال اقارب و اجانب تقرير خواهند كرد زحمت تكرير تحرير باز داشته مىآيد ، و قصيرة عن « 9 » طويلة آنست كه ملوك و سروران اين ممالك بعضى بارادت و اختيار و بعضى از راه عجز و اضطرار در قبضهء مطاوعت و بيضهء متابعت اين جانب آمدهاند ، و بتازگى امسال ملك سغناق را « 10 » ، بدلالت دولت و هدايت توفيق ، سعادت مساعدت نمود و اقبال يارى داد و روزگار موافقت كرد و با جملگى حشم و خدم خويش خلاف ملاعين قتا قطع الله « 11 » شافتهم « 12 » و دفع عن المسلمين آفتهم ظاهر كرد ، و روى به خدمت اين برادر كه رشد خويش در آن ديد آورد ، و امسال بتوفيق « 13 » ايزدى
هامش
( 1 ) مزيد .
( 2 ) ش ، عجر جمع عجرة بر وزن غرفة بمعنى بند و گره و بجر جمع بجرة بر وزن غرفة بمعنى عيب است ، و اين دو كلمه را اصطلاحا بمعنى عيوب پنهان و آشگار استعمال مىكنند و در اينجا بمعنى جزئيات و دقايق است .
( 3 ) سايغتر ( ظ ، سابغتر ) .
( 4 ) ظ ، اغتراف .
( 5 ) افتاد .
( 6 ) اخلاص .
( 7 ) بدان .
( 8 ) و حقيقهء ش ، حذيفة بن اليمان از اصحاب پيغمبر بود و پيغمبر اسامى منافقان از اصحاب را به او گفته بود و او درين معنى راز دار و محرم اسرار پيغمبر ص شناخته ميشد .
( 9 ) و .
( 10 ) سغداق را .
( 11 ) سا .
( 12 ) ش ، شافه بمعنى ريشه و اصل است .
( 13 ) توفيق .