به چشم مردمان جستن با « 1 » خرد و حزم اولوا العزم دست « 2 » زند و در بصارت ارباب بصيرت قادح آيد .
بر قضيت اين عزيمت بيشتر امراء دولت پيشتر روانه شدهاند ، و البته ( در انديشه ترّددى و در حركت تأخيرى « 3 » ) نخواهد بود ، و در راه به هيچ مرحله مقامى نخواهد رفت ، چنان كه مراكز رايات اين جانب عيد اضحى را كه بر آن مجلس مبارك ( و ميمون باد در صحراى شهرستانه و نسا « 4 » ) باشد ، و از آنجا روى سوى مقصد و تحصيل مقصود آورده « 5 » ، و الله تعالى يثبت اقدامنا باصابة الأراء و يعصم جيوشنا عن تفرق الأهواء و هو المستعان فى المشهد و المغيب عليه توكلت و اليه انيب .
پيش ازين مجلس رفيع دام رفيعا در مفاوضهء كريم كه پيوسته ببشارات مصدّر باد ايراد كرده بود كه حشم منصور به جهت مدد متاهّباند « 6 » ، چون استدعا رود بىتوقّف روان خواهند شد ، بدان استظهار اين دوست از سر رغبت صادق در حركت آمد و بدل « 7 » قوّى بنوى « 8 » مهمات بزرك پيش ( فروگرفت « 9 » )
لم لا امد يدى حتى انال بها * زهر النجوم اذا ما كنت لى صعدا « 10 »
اكنون وقت انجاز آن وعده و ترتيب آن كار است و قول المؤمن كاخذ باليد ، فرمايد تا حشم « 11 » انبوه ساخته بر جناح تعجيل مسارعت نمايند « 12 » ، چنان كه روزى پيشتر با اين « 13 » جانب پيوندند ، و در سلك ديگر « 14 » اولياء دولت و انصار ملك منتظم شوند ، چه هر سعى كه درين باب فرمايد « 15 » مكارم و عنوان ايادى خواهد بود .
هامش
( 1 ) تا .
( 2 ) كوس .
( 3 ) ترددى در انديشه و تأخيرى در حركت .
( 4 ) باد و ميمون بصحراى شهر شنانه .
( 5 ) ضا ، آيد .
( 6 ) متاحباند .
( 7 ) و بدلى .
( 8 ) ش ، بتازگى و از سر نو و ممكن است ( سوى ) بمعنى جانب باشد .
( 9 ) گرفت ، شعر .
( 10 ) عضدا .
( 11 ) حشمى .
( 12 ) نمايد .
( 13 ) بدين .
( 14 ) سا .
( 15 ) ضا .
ظن از ( ظ ، طراز ) .