نيايد ، و جمل و تفاصيل آن بدالت بيان و آلت قلم رقم نپذيرد ، ايزد تعالى بفيضان نور لطف خويش صبح صادق « 1 » آن سعادت را بمطالع اميد رساناد « 2 » ، و از « 3 » نعمت موالات بتيسير « 4 » اسباب ملاقات برخوردارى دهاد ، انه ولى التحقيق و بالأجابة حقيق .
بهر وقت معتمدان مجلس رفيع ( زيد رفعة « 5 » ) كه از راه اختصاص حكم خدمتگاران خاص اين جانب دارند ميرسند ، و بشارت انتظام سلك مملكت « 6 » و اتساق امور دولت مىآرند و اهتزازى كه غايت اتحاد اقتضا كند روى مىنمايد ، و در ساحت دل و عرصهء اميد تبجح و تفسح مىافزايد ، بر دوام باد .
بتازگى فلان ادام الله تمكينه - كه در خدمتگارى آن دولت بسيار جانسپارى نموده است و در كوى شفقت گوى سبقت از ديگر « 7 » خدمتگاران مخلص ربوده و بازين همه يگانهء اماثل عالم است « 8 » و كسوت بزرگى بطراز فضايل او معلم - بدين جانب رسيد ، و خطاب بزرگوارى « 9 » - كه برقم اخلاص ارتسام ( يافته بود و باملاء « 10 » ) موالات تحرير افتاده و از « 11 » سر عقيدتى صافى ( صادر گشته « 12 » ) - با رعايت شرايط ادب چنان كه از چنوى سزد تبليغ كرد ، و پيغامى كه متحمل اعبأ آن بود بعبارتى كه نطاق عبارت از احاطت محاسن « 13 » قاصر آيد و دست بيان بدامن محامد آن نرسد رسانيد « 14 » ، و بعد از آنكه دل و جان بدان تلطف و تعطف مستبشر شد و آثار صدق اتحاد از مطاوى آن منتشر گشت بر همت عالى و وفور معالى مجلس رفيع رفعه الله كه در صف خدمت چنين خدمتگاران شايسته ايستادند « 15 » و بر چمن حضرت چنين نهالهاى بديع نشاند محمدتهاى وافر گفته شد ، و در كمال فضايل و حسن شمايل « 16 » اعتقاد بنيكويى مزيد يافت ، چه درگاه او به حمد اللّه بارباب هنر
هامش
( 1 ) سا .
( 2 ) ضا ، به حمد و آله .
( 3 ) و آن .
( 4 ) يتسير .
( 5 ) زيدت رفعته .
( 6 ) ملك .
( 7 ) دگر .
( 8 ) عالم .
( 9 ) بزرگوار .
( 10 ) يافته است بامتلاء .
( 11 ) از .
( 12 ) ظاهر گشته و صادر شده .
( 13 ) ضا ، آن .
( 14 ) رسانيده .
( 15 ) استاند .
( 16 ) ضا ، آن مجلس .