همت آن مجلس ( رفعه الله « 1 » ) فتحى بزرك و غزوى شگرف رفته « 2 » و چهرهء دين و دولت بزينت آن « 3 » جمال گرفته و ديدهء ملك و دولت « 4 » بمشاهدهء آن مكتحل گشته اين دوست را موجب « 5 » صد هزار اعتداد و اعتضاد شد ، چه از راه صدق و داد و فرط اتحاد از هر سعادت كه آن « 6 » مجلس را روى نمايد و از هردولت كه بدان جناب همايون متوجه شود اين دوست حط « 7 » اكمل و نصيب اوفر خويشتن را « 8 » داند ، خصوصا از آنچه اعلام اسلام به دو « 9 » مرتفع شود و امداد فساد بدان مندفع گردد « 10 » و اركان كفر بواسطهء آن تزلزل گيرد و اعضاد شريعت باستظهار آن قوّت « 11 » يابد ، راى « 12 » يمن نقيبت و صفاى عقيدتى « 13 » كه آن مجلس را به حمد اللّه حاصل است و همت دوستان مخلص چنين ثمرها دهد ، و فضل كردگار و توفيق پروردگار « 14 » در اعانت حمايت « 15 » بيضهء اسلام چنين اثرها نمايد ، ( هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق « 16 » ) ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون .
از اثناء اين خطاب كريم بشارت انصراف بدار الملك فيروزكوه معلوم شد « 17 » و موجب ابتهاج تمام گشت « 18 » ، اين دوست نيز بدين « 19 » مدت بر تواتر معروفان و معتمدان فرستاده است ، و از تصميم عزيمت خويش بر كفايت مهم خراسان كه تا اين غايت بسوانح تقدير در بند تأخير افتاده بوده است - و الأمور مرهونة باوقاتها - خبر داده ، و استنهاض مجلس رفيع ( زيد رفعة « 20 » ) و موافقت درين مهم كه بصلاح جوانب تعلق دارد كرده ، و در خواسته كه اگر ميسر گردد و وقت دست دهد « 21 » بذات مبارك تجشم حركت فرمايد ، تا نايرهء اشتياق منطفى گردد ، و مهمات دين و دولت در ضمن آن مكفى شود ، و اگر حالى اين آرزو باعذار و موانع « 22 »
هامش
( 1 ) زاده اللّه رفعته .
( 2 ) ضا ، بود .
( 3 ) سا .
( 4 ) و ملت .
( 5 ) مواجب .
( 6 ) سا .
( 7 ) حظ .
( 8 ) خويش .
( 9 ) بدان .
( 10 ) بود .
( 11 ) ضا ، پايدار .
( 12 ) سا ( ظ ، آرى ) .
( 13 ) عقيدت .
( 14 ) روزگار .
( 15 ) حمات .
( 16 ) سا .
( 17 ) گشت .
( 18 ) شد ،
( 19 ) درين .
( 20 ) زيدت رفعته .
( 21 ) ضا ، تا .
( 22 ) موانع .