القسم الثانى « 1 » [ امثله و مخاطباتيكه بملوك و اصحاب اطراف صادر شده است مشتمل بر چهارده نامه و مثال ]
امثله و مخاطبات كه از ديوان انشا حماها الله بملوك و اصحاب آن اطراف صادر شده است .
نامهء اول « 2 » بغياث الدنيا و الدين ملك غور نوشته مىآيد
زندگانى مجلس رفيع برادرى در حشمتى كه بريد اوهام از معرفت كنه آن در ششدر ابهام بماند و دولتى كه ذروهء تدوير « 3 » از ارتفاع قدر آن در زاويهء تشوير « 4 » افتد و رفعتى كه اوج كيوان عتبهء جلال آن ايوان بوسد و نعمتى كه خزاين عالم زكات « 5 » نصاب و قطرهء از قطرات آن سحاب باشد فراوان سال باد ، اركان دولت متين و آثار قدرت مبين و ايزد عزّ اسمه ناصر و معين .
چون بر تقادم روزگار و تجدد احوال لطف حالى كه ميان جانبين حاصل است نوطراوتى ( مىگيرد و حدايق « 6 » ) موالات و رياض مصافات تازه نضارتى مىيابد و نهال مودّت ( كه لله الحمد « 7 » ) مثمر و برومند است بالا مىكشد و قواعد اتحاد « 8 » كه در اصل جلبت « 9 » از عوارض تزلزل مصون افتاده است ممهدتر و مؤكدتر مىگردد و موارد اعتقاد كه در مبدأ فطرت از شوايب مباينت منزّه بوده است و صفاى « 10 » تمام شرف « 11 » آن را شامل روايح « 12 » اعتماد « 13 » مشمول مىشود و الحمد لله على ذلك لاجرم هر روز « 14 » دواعى نزاع « 15 » باحراز سعادت اجتماع در تزايد است ، و سورت « 16 » نواير اشتياق در صميم دل و سينه بر تضاعف ، و تأسف و تلهف بر حرمان آن « 17 » نعمت ملاقات كه همواره همت و نهمت بادراك آن
هامش
( 1 ) عنوان قسم ثانى در نسخهء پاريس چنين است : قسمت ثانيه از كتاب معلوم ابن المؤيد محمد الشامى در مكاتبات و در امثله و مخاطباتى كه از ديوان انشا حماها اللّه تعالى باصحاب اطراف صادر شد .
( 2 ) ضا ، كه .
( 3 ) تدبير ( ش ، تدوير فلك مخصوص بسياره است كه آن را در ثخن فلك اصلى فرض مىكردهاند ) .
( 4 ) ش ، شرمسارى .
( 5 ) ضا ؛ آن .
( 6 ) مىپذيرد و طريق .
( 7 ) للّه الحمد كه .
( 8 ) اقبال .
( 9 ) جبلت .
( 10 ) ظ ، صفاى .
( 11 ) شرب ( ظ ، مشرب ) .
( 12 ) و روايح .
( 13 ) از اينجا ظاهرا دو كلمه از قبيل ( مورد آن را ) افتاده است .
( 14 ) ضا ، جذبات .
( 15 ) ش ، اشتياق و آرزو مندى .
( 16 ) و سورات .
( 17 ) از .