عزيز دارند ، و در تبجيل و تعظيم او ( مبالغتى عظيم بجاى آرند « 1 » ) ، و مرسوم و رسوم آن اشغال به تمام و كمال بىاستعطال « 2 » رأى و التماس فرمان مجدد به او رسانند ، و اسباب مزاحمت و ابواب مداخلت منقطع و بسته دارند ، و امداد شكر او كه بر درگاه ما اثرى بليغ ( و موقع جسيم دارد « 3 » ) پيوسته گردانند ، و فرمان ما را بر عادت معتاد منقاد باشند ، تا محامد و مراضى ما ( بروزگار ايشان « 4 » ) شامل گردد ، و مقاصد و مآرب ايشان « 5 » در ضمن آن حاصل آيد ، ان شاء اللّه تعالى .
اين مثال از جهت « 6 » معمارى ولايت خوارزم ( نبشته مىآيد « 7 » )
جهاندارى را مبادى « 8 » و مقدمات بسيار است و شهريارى را « 9 » مصالح و مهمات « 10 » بيشمار ، و حصول آمالرا ابواب و فصول متعين و وصول ( و اموال را فروع و اصول متقين « 11 » ) . و چون اين قوانين بر منهج رشاد و جادهء سداد تمشيت يافت و اوايل و اواخر و موارد و مصادر آن به نظر صاحب خرد « 12 » مرموق گشت
( و قصر پادشاهى هر روز مشيدتر و منيعتر شود ، و اساس كامرانى هر ساعت « 13 » )
اكيدتر و رفيعتر گردد ، و فراغ دل از دواعى اختلال احوال يكباره حاصل آيد ، و اصل معظمتر و ركن محكمتر از اصول و اركان پادشاهى - كه رعايت آن از لوازم است و عنايت در باب آن از فرايض و لفظ نبوى كه قايد زمام معرفت و رايد رياض حقيقت باشد در تحريض بر آن وارد - عمارت و آبادانى و زراعت و دهقانى ولايت است كه التمسوا الرزق فى خبايا الأرض ، چه كه « 14 » مصالح جهانبانى بعمارت و آبادانى مضبوط شود ، و شرايط مملكت بروابط دهقنت مربوط باشد ، لا ملك الا بالرجال و لا رجال الا بالمال و لا مال الا بالعمارة « 15 » ، و اگر در عمارت و آبادانى
هامش
( 1 ) مبالغت كنند .
( 2 ) بىاستطلاع .
( 3 ) دارد و موقعى جسيم .
( 4 ) روزگار ايشانرا .
( 5 ) سا .
( 6 ) به جهت .
( 7 ) نوشته آمد .
( 8 ) مهمات .
( 9 ) و شهريارى .
( 10 ) و مبادى .
( 11 ) اموال را ابواب و فصول متقين ( ظ ، متبين ) .
( 12 ) خردى .
( 13 ) هر روز قصر پادشاهى مشيدتر و هر ساعت اساس كامرانى .
( 14 ) سا .
( 15 ) ضا ، بالعدل ( ظ ، و لا عمارة الا بالعدل ) و لا عدل الا بالسياسة و الرافة .