اصابع و بنان را معين شده ، و از خزانهء
يُؤْتِي الْحِكْمَةَ
« 1 »
مَنْ يَشاءُ
« 2 » بكرامت خلعتى « 3 » تمام اختصاص يافته ، و از دقايق فضل و حقايق علم ما لا عين رأت و لا اذن سمعت بر نظارهگيان « 4 » عالم حقيقت و دور بينان خطهء معنى جلوه داده ، و در استماع « 5 » انواع فضايل متبحر و بر اتباع اصناف مآثر متوفر گشته ، و باز آنكه اين دو وسيلت بزرك از ( حسب و نسب « 6 » ) و موروث و مكتسب حاصل دارد در دعا گويى دولت قاهره ثبتها اللّه « 7 » حقوق قديم ثابت كرده است ، و در خدمت حضرت زاهره بارها بمواقف مشهود ايستاده ، و بتازگى تحمل اعباء سفر دراز و تكلف مشاق و شقهء « 8 » بعيد واجب ( داشته ، درين « 9 » ) نوبت كه خاك « 10 » بخارا بانوار دولت و آثار معدلت « 11 » منور شد و هواء آن ديار بغبار مراكب « 12 » ما معطر گشت و به خدمت « 13 » مواكب ما لا زالت بالميامن محفوفة و عين الكمال عنها مكوفة « 14 » شتافت ، و عهذ اقامت ( خدمت و دعا « 15 » ) تازه گردانيد ، و مجلس ما چند كرّت بحضور او مستأنس شد « 16 » ، و در تحصيل اغراض خويش بمثال اشرف نفذه اللّه مستظهر گشت « 17 » ، و از كمال انعام عام ما كه باهل « 18 » علم زيادت اختصاصى « 19 » دارد بهرهء تمام گرفت ، اكنون كه رايات ما را به اختيار ميمون و ايام همايون تا « 20 » سعادت مساعد و حصول مقاصد بمستقر جلال و مركز اقبال ( اتفاق وصول افتاد و گنجور « 21 » ) همت ما در خزانهء رحمت بر جهانيان بگشاد اين مثال مجدّد در حق او صادر « 22 » فرموديم ، تا همگنان لطف راى ما دربارهء او موفور دانند ، و محل او در حضرت جلت معمور شناسند ، و بواسطهء اين مهاجرت كه با سوابق حقوق مضاف كرد تمهيد « 23 » مكانت و تقدم منزلت او در خدمت تصور كند ، « 24 » ان شاء الله تعالى « 25 »
هامش
( 1 ) الملك .
( 2 ) ضا ، الاية .
( 3 ) خلعت .
( 4 ) نظارگيان .
( 5 ) استجماع .
( 6 ) نسيب و حسيب .
( 7 ) ضا ، تعالى .
( 8 ) شقة ( ش ، بضم و كسر اول بمعنى سفر دور و راه سخت است ) .
( 9 ) داشت ، و در اين .
( 10 ) ضا ، خطهء .
( 11 ) ضا ، ما .
( 12 ) مواكب .
( 13 ) به خدمت .
( 14 ) مكفوفة .
( 15 ) دعا .
( 16 ) گشت .
( 17 ) شد .
( 18 ) با اهل .
( 19 ) اختصاص .
( 20 ) با .
( 21 ) و اتفاق افتاد كه خود .
( 22 ) اصدار .
( 23 ) تمهد .
( 24 ) كنند .
( 25 ) ضا ، و بر حكم امتثال مثال بلا اهمال و امهال ممتثل اين منشور شدن از لوازم شمرند .