نموده بود از جور و جفاى اهل واسط و از اذيّت نمودن طائفهاى از عثمانيّه ، پس آن حضرت در جواب آن نوشته بودند كه خداوند عزّ و جلّ گرفته است عهد و ميثاق دوستان ما را بر صبر نمودن بر بلا در دولت باطل پس صبر بنما بر حكم پروردگار خودت ، پس به درستى كه در وقتى كه ظهور و قيام فرمود سيّد و آقاى خلايق ، هرآينه آنها كه اذيّت به دوستان ما مىرسانند مىگويند كه
قالُوا يا وَيْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ
« 1 » ؛ يعنى زنده كرده مىشوند آنها از جهت انتقام كشيدن از ايشان و مىگويند كه واى بر ما كه درآورد ما را از قبر ما بعد خود مىگويند كه اين همان وعدهاى است كه خداوند به واسطهء رسل خود داده بود و راست گفتند پيغمبران او . « 2 »
دشمن چه اعتبار و اثر با وجود دوست * جايى كه جلوه كرد حقيقت مجاز نيست
يار از غرور مست و عدويان به خود اسير * بيچاره آنكه هيچ كسش چارهساز نيست
تحفه : [ 28 ] ، [ رجوعكنندگان دوره رجعت ]
بدانكه مضامين احاديث آن است كه رجوع نمىنمايد مگر مؤمن خالص و كافر خالص و امّا آنها كه بين و بين مىباشند پس رجوعى از براى ايشان نيست « 3 » و ظاهر آن است كه آنها را تكليف به رجوع نمودن ايضا مىكنند و خود ايشان نمىآيند و رجوع را اختيار نمىكنند و شايد اشاره به آنها باشد مضمون اين حديث كه فرمودند وقتى كه آن حضرت ظهور نمود ، خبر داده مىشود به مؤمن در قبر آن و مىگويند به آنكه اى فلان ، صاحب و آقاى تو ظهور فرموده است پس اگر مىخواهى كه ملحق به آن بشوى پس ملحق شو و اگر مىخواهى كه بمانى در كرامت پروردگار خود پس بمان « 4 » و ايضا مضامين احاديث آن است كه جناب رسول اللّه و يازده امام عليهم السّلام همگى رجوع مىنمايند و صاحب حق حقيقى و انتقام كشندهء تحقيقى ايشانند و با هريك از آنها
هامش
( 1 ) . يس : 52 .
( 2 ) . روضهء كافى ، ج 8 ، ص 247 ، ح 346 و بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 89 ، ح 87 .
( 3 ) . مختصر بصائر الدرجات ، ص 24 و بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 39 ، ح 1 .
( 4 ) . الغيبة للطوسى ، ص 459 ، ح 470 و بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 91 ، ح 98 .