إذا أنت لا ترجى لدفع ملمّة * و لم يك للمعروف عندك مطمع
و لا أنت ممّن يستعان بجاهه * و لا أنت يوم الحشر ممّن يشفع
فعيشك فى الدّنيا و موتك واحد * و عود خلال من وصالك أنفع
* * *
إذا لم يكن لى منك عزّ و لا غنى * و لا عند ما يغتالنى الدّهر موئل « 1 »
فكلّ التفات لى إليك تكرّما * و كلّ سلام لى عليك تفضّل
* * * للحكيم أفضل الدّين الكاشى
گفتم همه ملك حسن سرمايهء تست * خورشيد فلك چو ذرّه در سايهء تست
گفتا غلطى ز ما نشان نتوان داد * از ما تو هرآنچه ديده [ اى ] پايهء تست « 2 »
للسّنايى
هيچ دل را به كنه او ره نيست * عقل و جان از كمالش آگه نيست
* 658 * ذات او سوى عارف و عالم * برتر از ما و كيف و از هل و لم
عقل كل يك سخن ز دفتر او * نفس كل يك پياده از در او
به خودش كس شناخت نتوانست * ذات او هم به او توان دانست
از تو از خود شناختن عاجز * كىشناسى خداى را هرگز
چون تو در علم خود زبون باشى * عارف كردگار چون باشى
فعل او خارج از درون و برون * ذات او برتر از چگونه و چون
نيست از راه عقل و وهم و حواس * جز خدا هيچكس خداىشناس « 3 »
هامش
( 1 ) مويل .
( 2 ) ر . ك ديوان افضل الدين كاشى ( بابا أفضل ) ص 129 .
( 3 ) ر . ك حديقة الحقيقة سنايى به تصحيح مدرس رضوى ص 2 به بعد .