تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
يا غذاى لذيذ را خوردن * يا لباس لطيف پوشيدن من بگويم كه مهترى چه بود * گر توانى زمن نيوشيدن غمگنانرا ز غم رهانيدن * در مراعات خلق كوشيدن « 1 »
لنظام الدّين المرزوقىّ
همه ملك دنيا به نانى نيرزد * ز نان درگذر ، كأستخوانى نيرزد همه نقد گنجينه خاك و افلاك * به بانگ سگ پاسبانى نيرزد همه نور خورشيد با شرق و غربش * به دود چراغ شبانى نيرزد همه صحن أفلاك با طول و عرضش * به خاكستر ديگدانى نيرزد همه نعمت باغ و فصل بهارش * به باد بروت خزانى نيرزد
لحكيم « 2 » الفاضل فردوسى غفر له
اگر به دانش اندر زمانه لقمان‌وار * سراى پردهء حكمت بر آسمان برده و گر ز كتب فلاطون و أرسطاطاليس * هرآنچه گفته و بشنيده پاك بستده و گر به نوك عداوت دو ديدهء أعدا * به نصرتى كه بود ايزدى بيازرده « 3 » * 636 و گر سپهبد سيصد هزار شهر شدى * و گر برهمن سيصد هزار بتكده به پيش نيش أجل اين همه ندارد سود * همى ببايد رفتن چنان كه آمده « 4 »
للّه درّ من قال
چون تير قضا زند سپرها هيچست * وين محتشمى و سيم و زرها هيچست در نيك و بد جهان نظرها كرديم * نيكست كه نيكست و دگرها هيچست
لغيره
گل ساخت ز شكل غنچه پيكانى چند * تا حمله برد بر تو به حسن اى دلبند
هامش
( 1 ) ر . ك : شعر و شاعرى در آثار خواجه نصير الدين طوسى ص 133 ( به اهتمام معظمه اقبالى ) . ( 2 ) كذا ، صحيح : للحكيم . ( 3 ) بيازده . ( 4 ) ابيات فوق هيچكدام در شاهنامهء موجود نيست و از نظر وزن نيز با شاهنامه همخوانى ندارد .