يا غذاى لذيذ را خوردن * يا لباس لطيف پوشيدن
من بگويم كه مهترى چه بود * گر توانى زمن نيوشيدن
غمگنانرا ز غم رهانيدن * در مراعات خلق كوشيدن « 1 »
لنظام الدّين المرزوقىّ
همه ملك دنيا به نانى نيرزد * ز نان درگذر ، كأستخوانى نيرزد
همه نقد گنجينه خاك و افلاك * به بانگ سگ پاسبانى نيرزد
همه نور خورشيد با شرق و غربش * به دود چراغ شبانى نيرزد
همه صحن أفلاك با طول و عرضش * به خاكستر ديگدانى نيرزد
همه نعمت باغ و فصل بهارش * به باد بروت خزانى نيرزد
لحكيم « 2 » الفاضل فردوسى غفر له
اگر به دانش اندر زمانه لقمانوار * سراى پردهء حكمت بر آسمان برده
و گر ز كتب فلاطون و أرسطاطاليس * هرآنچه گفته و بشنيده پاك بستده
و گر به نوك عداوت دو ديدهء أعدا * به نصرتى كه بود ايزدى بيازرده « 3 »
* 636 و گر سپهبد سيصد هزار شهر شدى * و گر برهمن سيصد هزار بتكده
به پيش نيش أجل اين همه ندارد سود * همى ببايد رفتن چنان كه آمده « 4 »
للّه درّ من قال
چون تير قضا زند سپرها هيچست * وين محتشمى و سيم و زرها هيچست
در نيك و بد جهان نظرها كرديم * نيكست كه نيكست و دگرها هيچست
لغيره
گل ساخت ز شكل غنچه پيكانى چند * تا حمله برد بر تو به حسن اى دلبند
هامش
( 1 ) ر . ك : شعر و شاعرى در آثار خواجه نصير الدين طوسى ص 133 ( به اهتمام معظمه اقبالى ) .
( 2 ) كذا ، صحيح : للحكيم .
( 3 ) بيازده .
( 4 ) ابيات فوق هيچكدام در شاهنامهء موجود نيست و از نظر وزن نيز با شاهنامه همخوانى ندارد .