للّه درّ قائله « 1 »
بالرّفق تبلغ ما تهواه من أرب * و صاحب الحزق محمول على خطر
من الاشعار « 2 » الفارسيّة
خرد رهنماى و خرد دلگشاى * خرد دست گيرد به هر دو سراى
خرد افسر شهرياران بود * همان زيور نامداران بود « 3 »
هرآن كس كه دانش نيابى برش * مكن تا توانى گذر بر درش « 4 »
خرد مرد را خلعت ايزديست * سزاوار خلعت نگه كن كه كيست « 5 »
منه
خردمند اگر با غم و بىكس است * خرد غمگسار و كس او بس است
بود مرده ، هركس كه نادان بود * كه بىدانشى مردن جان بود « 6 »
شكيبايى و هوش و راى و خرد * هژبر ژيان را به دام آورد « 7 »
منه
خرد در پيش دولت رفت و گفتا * كه مىخواهم كه با من يار باشى
جوابش داد دولت گفت هرجا * كه من باشم تو خود ناچار باشى
منه
فرياد از اين جهان كه خردمند را از او * بهره به جز نوايب و حرمان نمىرسد
دانا بمانده در غم تدبير نيك و بد * يك ذره غم به خاطر نادان نمىرسد
هامش
( 1 ) قايله .
( 2 ) در اصل : اشعار .
( 3 ) دو بيت فوق در صفحه 2 ، ج 1 شاهنامه فردوسى به تصحيح دكتر محمد دبير سياقى آمده است .
( 4 ) اين بيت در صفحه 24 ، ج 1 شاهنامه فردوسى به تصحيح دكتر محمد بيرسياقى وجود دارد .
( 5 ) اين بيت در صفحه 41 ، ج 4 شاهنامه فردوسى به تصحيح دكتر محمد دبير سياقى وجود دارد .
( 6 ) دو بيت فوق در شاهنامه فردوسى تصحيح دكتر دبير سياقى وجود ندارد .
( 7 ) اين بيت در شاهنامه فردوسى به تصحيح دكتر محمد دبير سياقى ج 1 ، ص 6 آمده است .