برخيز اگر حريف مايى * آهنگ شرابخانه كن زود
مىباش خراب در خرابات * ور بتوانى بِهِ چشم مقصود
مىبين رخ جانفزاى ساقى * در جان جهاننماى باقى
ياريست مرا وراى پرده * و انوار رخش سراى پرده
* 468 * برداشت ز رخ نقاب و گفتا * مىبين رخ مِن بِهِجاى پرده
هرچ از دو جهان ترا خوش آيد * من باشم آن وراى پرده
عالم همه پردهء مصوّر * أشيا همه نقشهاى پرده
در پرده چو مِن سخن سرايم * چون خوش نبود نواى پرده « 1 » .
اين پرده مرا ز تو جدا كرد * اينست خود اقتضاى پرده
نى نى كه ميان مَا جدايى * هرگز نكند غطاى پرده
تو باز رداى كبريايى * ما را نبود رداى پرده
جاى تو هميشه در دل ماست * بيرون درست جاى پرده
من مردم ديدهء جهانم * ديده نبود سزاى پرده
گر غير منست پرده خود نيست * ور نى منم أنتهاى پرده
تو هم نه سزاى پرده [ اى ] خيز * وز ديده فروگشاى پرده
مىبين رخ جانفزاى ساقى * در جام جهاننماى باقى
آن مرغك نازنين پروبال * گشتى همه گرد كوى اقبال
بودى شب و روز در تكاپوى * كردى مه و سال كشف احوال
جايى برسيدى او بِهِ يك دم * كآنجا نرسد ملك بِهِ صد سال
* 469 * در اوج فضاى عشق روزى * پرواز گرفت وَ مِن بِهِ دنبال
ناگاه عقابى اندر آمد * و آورد شكسته را بِهِ چنگال
هامش
( 1 ) در اين متن تنها كلمه پرده در همه موارد با پ نوشته مىشود كلمات ديگر كه حرف پ در آنها وجود دارد . به صورت ب نوشته مىشوند .