تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
بر باده مده خاك وجودم كه نماندست * از آتش سوداى توأم در جگر آبى از ديده و دل كرده‌ام اى دوست تمنّا * گر ميل نمايى بِه كبابى و شرابى بر خاك درت هر نفس از صدق سلامى * كرديم و به عمرى نشنيديم جوابى « 1 »

لواحد من الشّعرا

گوييا باد بهار از دور مىآيد كه سرو * دستها بگشاده و از گرد رهش در برگرفت . شاهدان باغ و بوستانرا دمى مىداد باد * زان ميان گل ساده‌تر بود اندرو جوشش گرفت لاله از بيداد گردون بد چون من دلسوخته * شعله ناگه درو افتاد و حالى درگرفت
* * * حرّره أقلّ عباد اللّه الملك الوهّاب شهاب بن محمّد شهاب أصلح اللّه شأنه و أحواله فى منتصف شوّال ختم بتحيّة و الإقبال لسنة اثنتين « 2 » و ثمانين و سبعمائة .
هامش
( 1 ) بى با فاصلهء يك سانتيمتر از بقيه ابيات جدا نوشته شده است . ( 2 ) اثنى .
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 502 | تاج الدين احمد وزير / علي زماني علويجه