تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢

فى صفة « 1 » الشّتاء أثير « 2 » راست

هوا زان سان خنك شد كز جنان حورا همىگويند * خنك آن كو درين سرما مقام اندر سقر دارد ز مرغى كو خورد آتش حسدها مىبرد مرغى * كه طوبى آشيانست ز كوثر آبخور دارد

فى صفة الصّيف جمال « 3 » راست

آب دارد طبع آتش راست‌گويى در تموز * فعل آتش خاصّيت پيدا كند در طبع آب

و له [ چنان شدست ز گرما كه موى خويش از پوست . . . ]

چنان شدست ز گرما كه موى خويش از پوست * همى به ناخن و دندان فروكند روباه « 4 »

رباعيّات ملك الشّعراء كمال اسماعيل « 5 »

383 * دل دوش به كوى مهرخويى افتاد * گرد درش اندر تك و پويى افتاد ناگاه از آن ميان پريشان زلفش * چوگان بكشيد و گفت‌وگويى افتاد

و له : [ زلف سيهت كه بر رخت مىپويد . . . ]

زلف سيهت كه بر رخت مىپويد * در باغ رخت سوسن و گل مىبويد در گوش تو سر نهاده و اندر گوشت * احوال پريشانى ما مىگويد

و له : [ چون ديد نگار داغ يارم بر دست . . . ]

چون ديد نگار داغ يارم بر دست * گفت اين حركت از سرگرمى بودست
هامش
( 1 ) صفت . ( 2 ) منظور اثير أرمانى است . ( 3 ) منظور جمال الدين عبد الرزاق اصفهانى است . ( 4 ) در بيت فوق در ديوان جمال الدين عبد الرزاق اصفهانى به تصحيح و حواشى وحيد دستگردى و ايضا در . ديوان جمال الدين عبد الرزاق به‌تصحيح اديب نيشابورى وجود ندارد . ( 5 ) اسمعيل .
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 432 | تاج الدين احمد وزير / علي زماني علويجه