* 373 * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
اى همه هستى ز تو پيدا شده * خاك ضعيف از تو توانا شده
خاكنشين علمت كائنات * ما به تو قائم چو تو قائم به ذات
آنكه تغيّر نپذيرد تويى * و آنكه نمردست و نميرد تويى
هركه نه گويا به « 1 » تو خاموش به * و آنچه نه ياد تو فراموش به
چارهء ما ساز كه بىياوريم * گر تو برانى به كه روى آوريم « 2 »
لمولانا كمال الدّين خواجو [ ى ] كرمانى
اين شاه أبطحى كه سليمان گداى اوست * تعظيم مروه و عرفات از صفاى اوست « 3 »
ندانم كه راست ؟
گفت با من دوستى دوش اى پسر * كز على تا كى زنى جوش اى پسر
خواستم گفتن كه انسان « 4 » بهر اوست * باز عقلم گفت خاموش اى پسر
دشمن بد را مده تعليم نيك * تا بود در جهل مدهوش اى پسر
ملك الشعراء ظهير فاريابى
شاها أساس ملك به تو استوار باد * عمر تو همچو دور فلك پايدار باد
* 374 * گر در ممالك تو پريشانى بود * در زلف لعبتان ختا « 5 » و تتار باد
صيت تو تا بساط زمين زندگى كند * بر أبلق زمانه به سرعت سوار باد
هامش
( 1 ) گويايه .
( 2 ) ر . ك ديوان خمسه نظامى ، مخزن الاسرار ص 37 إلى 39 چاپ دكتر ثروتيان با تفاوت در متن .
( 3 ) ر . ك ديوان اشعار خواجوى كرمانى به تصحيح احمد سهيلى خوانسارى ص 128 با كاربرد آن بهجاى . اين .
( 4 ) اينان هم خوانده مىشود .
( 5 ) خطا در متن .