تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
در كام من دمى به صفت سحر سامرى * در دست من خطى به خوشى نقش مانوى در زير طاق گنبد پيروزه هركه ديد * لب برگشاد و گفت چرا بسته چون خوى « 1 » اكنون كه شد شكفته ز فيض سحاب لطف صدگونه گل به گلشن اقبالت از نوى * خوشگوى بلبلى چون من آخر دريغ نيست در گوشهء قفص « 2 » شده ناكام منزوى * كيوان مهابتى تو و برجيس منظرى بهرام صولتى تو و خورشيد پرتويى * يك ره نظر به ابن يمين كن كه گفته‌اند از هيچ تخم نيك بر بد بند روى * بادا بقاى جاه تو با جاه أخروى حاصل كنى بواسطهء مال دنيوى « 3 »
أيضا له
اى دل أر گوش سوى من دارى * كنم از حال عالمت اعلام نفس أمّاره تو صياديست * دام گسترده بهر صيد مدام طمع خام دام او باشد * حبّة القلب كرده دانه [ ى ] دام هركه در دام او اسير شود * بر نيارد دمى ز حلق به كام و آنكه ازين پاى دام رسته شود * بر سر اختران سپارد گام « 4 »
هامش
( 1 ) در اين موضع ديوان يك بيت اضافه دارد . ( 2 ) هكذا در متن بياض از نظر املايى . ( 3 ) ديوان ابن يمين منبع ذكر شده قطعه 796 ص 523 . ( 4 ) در اين موضع ديوان يك بيت اضافه دارد و اين بيت با بيت بالاى آن مقدم و موخر است .
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 316 | تاج الدين احمد وزير / علي زماني علويجه