دلم تشريف وصل تو همىخواهد كه درپوشد * و لكن نه همانا كش قد و بالا [ ى ] آن باشد
همىخواهد كه شاگردى خدامت كند از جان * ولى با آن سرو طلعت كرا آسا [ ى آن ] باشد « 1 »
توأم گستاخ كردستى برين جرأت و گرنه بر * بساط انبساط تو كرا يارا [ ى ] آن باشد
* * *
و أبرح ما يكون الشّوق يوما * اذا دنت الخيام من الخيام
* * *
« 2 » ازلفت الجنّة للمتّقين * و اتّفاق قرب جوار بعد أرائك « 3 »
* * *
با باديهء هجر تو اى دوست برانيم * دلشاد سوى كعبهء وصل تو رهينم « 4 »
و تصوّر خاطر آنكه « 5 » به شرف وصول به خدمت جناب به شرف مشرّف شده روايت اتّفاقات * 140 * ادراك اين دولت موظف خواهد بود و خود به قصد « 6 » منعكس ، و به كنه منقلبست . آرى :
تجرى الرّياح بما لا تشتهى السّفن
بااينهمه اين يك از همه طرفهترست .
هامش
( 1 ) هكذا در متن .
( 2 ) دو كلمه خوانده نمىشود ، شايد « تا آنك » - تا آنكه ، باشد .
( 3 ) يك كلمه به ظاهر چنين خوانده مىشود . كلمات به صورت شعرى نوشته شده ولى با اوزان شعرى مناسب به نظر نمىرسد .
كلمات اخير بايد اشاره باشد به آيات شريفهء 55 و 56 در سورهء يس :إِنَّ أَصْحابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فاكِهُونَ هُمْ وَ أَزْواجُهُمْ فِي ظِلالٍ عَلَى الْأَرائِكِ مُتَّكِؤُنَ .( 4 ) يا « رسينم » ؟ .
( 5 ) آنك .
( 6 ) ظاهرا اين گونه خوانده مىشود .