شعر
پسنديدست بخشايش و ليكن * منه بر ريش خصم از رفق مرهم
ندانست آنكه رحمت كرد بر مار * كه آن ظلم است بر فرزند آدم
پس بر خويش ببخشاى ، و در حالت محاربه و حين جنگ تنآسان و از مشقت دفع دشمن گريزان مباش و از مرگ مترس .
و بدان كه آسانترين و اسهل و اشرف طريق از طرق خروج از دنيا به آخرت آنكه شخص مقتول گردد ، و بسى از اكابر دين و اولياء اللّه در آرزوى اين نوع از انواع موت بودهاند .
و يقين بدانكه آنكه نميرد نزايد و پيش از اجل كس نميرد ، خواه در جنگ و خواه در خانهء خويش . و آنچه تقدير باشد واقع خواهد شد و تغيير نخواهد گشت .
قطعه
مرد فرزانه كز بلا ترسد * عجب ار راى او خطا نبود
زانكه اين حال از دو بيرون نيست * يا قضا هست يا قضا نبود
گر قضا هست نيست جهد مفيد * ور قضا نيست خود بلا نبود