پس چون رعايت حزم نكرد لاجرم چنان شد . چه اگر محافظت اين صورت نمودى و در قلعهاى از قلاع متحصّن بودى يمكن كه پادشاه مذكور را آنچه ميسّر و ممكن گشتى از مملكت اخذ كرده و به ماوراء النهر مراجعت نمودى و او به مملكت خويش معاودت نموده همچنان پادشاه بودى .
مثنوى
ز روى جهالت نه از عاقلى * زيادهسرى كرد نه پردلى
نبرد يكى با دهى دور نيست * چگونه بكوشد يكى با دويست
ز گفتار فردوسى آن اوستاد * يكى بيت خوب آمد اينجام ياد
چو قطره بر ژرف دريا برى * به ديوانگى ماند اين داورى
تنى را كه نتوانى از جاى برد * به پرخاش او پى نبايد فشرد
شرط ديگر
آنكه هراس و خوف را در دل راه ندهى و آن يك لحظه زحمت و وحشت بيم را بر اميد حصول ظفر و وصول برآوردن نام بر دل خويش خوش كنى .