شعر
هميشه به نرمى تن اندر مده * به موقع برافگن بر ابر و گره
به نرمى چو حاصل نگردد مراد * درشتى ز نرمى در ان حال به
پس چون درافتى تا گامى پيش توانى نهاد بازپس منه ، و اگرچه اين معنى كارى بهغايت مشكل است و بهسبب صعوبت كار مردان است .
حكايت
در كازرون « 1 » كاردى مىسازند و آن را كارد شولى مىخوانند . شولان در ميان مىكنند و در جنگ با يكديگر به ضرب و حرب مشغول مىگردند .
پس شولى به دكان كاردگرى رفت و كاردى ازين جنس فرمود تا از براى او ترتيب كند . بعد از چند روز سكّاك كارد بساخت و شول بيامد كه بهاى كارد آخر كند . چون كارد را به دست گرفت گفت تيغ او كوتاه ساختهاى .
استاد سكّاك گفت در حالت جنگ چون به كار برى گامى پيش نه !
شول به زبان شولى گفت اى خانه خراب در آن محلّ گامى صد فرسنگ است !
كاردگر گفت نشنيدهاى كه شمشير كوتاه به دست دلاوران دراز باشد !
پس چون در ميان معركه و اعدا درافتادى از جنگ مياسا كه از
هامش
( 1 ) - اصل : كارزون .