فصل هفدهم در جنگ و محاربت و صداع و تغلّب و تحمّل
چون به محاربه و معارضهء خصم در جنگگاه و طلب غالب شدن بر اعداى خويش مشغول باشى و بر تو اين صورت واقع گشته باشد به جان بكوش و درنگ و سستى مكن ، و نظر بر آن كن كه چون مظفّر و منصور مىگردى و اعداى خويش را منكوب و مقهور مىگردانى مدرك چه انواع غنايم و چه اصناف مقاصد مىگردى .
پس اگر خواهى كه جانت به سلامت باشد و ايمن الحال و فارغ البال باشى چند ساعت بر جان خود مبخشا و در دفع اعدا تقصير منما و اهمال و اغفال روا مدار .
چه تقدير به هيچ نوع تغيير نخواهد يافت و آنرا كه به گور بايد خفت در خانهء خويش نتواند بود باجفت ، خواه چستى كند و خواه سستى . پس بههرحال مردى به از نامردى ، هرچند گفتهاند :
بيت
بدان باش تا جنگ بازافگنى * وگر چند دانى كه شان بشكنى
ليكن مادام كه درنيفتاده باشى و اعدا و معارضانت اظهار غلبه و زيادتى نكنند .