سخن گفتن آنگه بود سودمند * كه از گفتن آوازه گردد بلند
چو درخورد گفتن نيايد جواب * سخن تازه كردن نيايد صواب
دهان را به مسمار بر دوختن * به از گفتن و گفته را سوختن
خريدار چون بر صدف ديده دوخت * بدين كاسدى در نشايد فروخت
هنر هركجا يافت قدرى تمام * به دولتسرايى برآورد نام
چو خواهى كه بر مه رسانى سرير * ازين نردبان باشدت ناگزير
هرآن دولتى كارجمندى گرفت * ز راى بلند او بلندى گرفت
پس صاحب راى باش و با متهتّك بىتجربه افشاى امانت و اظهار سرّ مكن .