تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
براى اين معنى است و درين صورت ظاهر مىگردد - تنبيه بر اظهار كمال ارباب تحمّل . پس چون درين معنى متهتّكان و جوركنندگان را دخلى نيست عند وقوع الجرايم قوّهء غضبيّهء سبعيّه و اخلاق ردّيه بهيميّهء ايشان بيشتر به حركت مىآيد و از قوّه به فعل مىپيوندد .

مثل

اگر نبودى گناه ، عفو به جايى نيافتى راه .

حكايت

يكى از خلفاى بنى عبّاس را از كنيزكى جريمه‌اى صادر شد ، خواست تا بر او غضبى كند . پس به غضب درو نگريست . كنيزك گفت :
« وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ »
. خليفه گفت : خشمت فروخوردم ! . ديگر گفت :
« وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ »
. خليفه گفت گناهت را بخشيدم ! ديگر گفت :
« وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ »
. خليفه گفت : آزادت كردم ! پس چون مرتبهء عفو و شرف اغماض دولتى است كه لايق به همه كس نيست و مخصوص خواصّ است هرآينه سخت‌دلان و جفاكنندگان را در ان دخلى نه ! چه هرچه عزيز و شريف است به همه كس نرسد و به هر كس ندهند . و چون اين جوهر نفيس را لايق به ارباب قساوت قلب و جابران