فصل چهاردهم در باب آداب امانت نگاه داشتن و شرط آن
اگر كسى پيش تو امانتى آرد يا وديعتى سپارد آن را مگير و به هيچ حال مپذير . چه وديعت دارى و امانت گزارى كارى وخيم و بلاى « 1 » عظيم است ، و زمين و آسمان و كوهها با اين عظمت چون از عهدهء عهد بيرون نمىآمدند لاجرم قبول نكردند ، كما قال اللّه تعالى :
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا
، صدق اللّه العظيم .
علماى تفسير گفتهاند معنى آيهء عظيمه آنكه ما كه خداييم اين امانت ارتكاب بر اوامر و اجتناب از نواهى را بر آسمانها و زمينها و كوهها باوجود عظمت و وقوع استوارى عرض كرديم قبول نكردند و فرار نمودند از اين امانتدارى ، و انسان باوجود اين ضعف حال و تزلزل احوال اين امر خطير و اين كار عظيم قبول كرد و پذيرفت . به درستى كه اين انسان پذيرندهء ظالم و جاهل است و ظلم او به سبب قبول اين امانت و حمل اين وديعت مؤكّد به دو تأكيد است : « انّ » و جملهء اسميّه ، تا دلالت بر آن كند كه متقبّل امانت ثابت الظّلم و دايم الجهل است .
ليكن صوفيّه و درويشان اين امانت را عبارت از اسرار اللّه داشتهاند
هامش
( 1 ) - كذا ، شايد : بلايى .