و عند الجوع نيز چون اكل به تعجيل و افراط نمايى منافى حشمت بود .
ادب ديگر
آنكه بر آن تقدير كه در سفره غذا اندك بود چون در ظروف غذا باقى باشد از اكل فارغ گرد ، و اگرچه گرسنه باشى .
ادب ديگر
آنكه در مهمانى شراب خود را از مستى و بىاختيار گشتن نگاه دار ، تا چون صحبت آخر گردد به خانهء خويش توانى رفت .
ادب ديگر
آنكه در ارتكاب شراب خواه مهمان باشى و خواه مضيف ، و اگرچه آن مشروب يك جام بود ، چون ملازمان و بندگانت صد گناه كنند ايشان را ادب مفرما و اعراض نما . چه هيچ كس آن را تأديب و تربيت نگويد .
بلكه گويند بدمستى مىكند و عربده مىجويد ! چه از شرابخوار امثال اينها عربده شمارند .
بدانكه در مستى ، بسيار گفتن و ستايش و مدح خويش كردن و به سرود خارج ترنّم نمودن بدترين عربدههاست و در هشيارى دليل و قرينهء ديوانگى .
ادب ديگر
آنكه چون شراب خورده باشى به مهمانى و ضيافت كس مرو تا از مراسم لوازم آداب صحبت و شروط مهمان شدن بازنمانى .
و زنهار و هزار زنهار كه به دعوت عروسى و مهمانى شيرازيان كه