تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
زان كه هرشخصى كه نان ما شكست * سوى او با تيغ نتوان برد دست نيست از نانخواره ما را جان دريغ * من چگونه خون تو ريزم به تيغ خالقا تا سر به راه آورده‌ام * نان تو بر خوان « 1 » تو مىخورده‌ام چون كسى مىبشكند نان كسى * حق‌ّگزارى مىكند آنجا بسى چون تو بحر جود دارى صد هزار * نان تو بس خورده‌ام اى حق‌ّگزار « 2 » يا إله العالمين درمانده‌ام * غرق چون بر خشك كشتى رانده‌ام دست من گير و مرا فريادرس * دست بر سر چند باشم چون مگس
پس حقّ و حرمت مهمان بزرگ دان .

ادب ديگر

آنكه در مهمانى شراب بر تقدير ارتكاب در موافقت مهمان جرعه‌نوش باش ، و از خويش مىدزد تا مست نگردى و از تفقّد حال مهمان بازنمانى . و در روى مهمان خرّم و خندان باش ، ليكن هرزه‌خند مباش . چه بيهوده خنديدن دوم ديوانگى است .
هامش
( 1 ) - اصل : خان . ( 2 ) - اصل : گذار .
أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 284 | ايرج افشار / شجاع