از براى ميراث طلبد از ان محروم ماند .
بدان كه رعايت نمودن فرزند حقوق مادر و پدر را به سه چيز بود :
اوّل دوست داشتن ايشان را به دل خالصا لها ، بىشايبهء غرضى ديگر .
و اشتغال بر رضاى ايشان به قول و فعل مانند اجراى كلام ايشان به طريق علم و تواضع و تعظيم و اطاعت و خدمت و امثال ذلك .
دوم ايثار اموال و اسباب حصول حضور و تعيّش ايشان بىطلب و عود منّت و ملاحظهء عوض و مكافات .
سيم اظهار نيكخواهى ايشان در نهان و آشكار در امور دنيوى و اخروى و محافظت وصاياى ايشان .
امّا عقوق و نافرمانى ايشان كه از قبايح و رذايل است در مقابل فضايل ثلاثهء مذكوره سه نوع بود :
اوّل ايذاء ايشان به نقصان محبّت به اقوال و افعال به آنچه متعلّق به نامردى بود ، چون تحقير و سفاهت و استهزاء و امثال ذلك .
دوم بخل و مناقشه و منازعت با ايشان در ايثار اموال و اسباب تعيّش به عدم ايصال يا طلب عوض يا عود منّت يا ملول شدن از ان احسان .
سيم بىشفقتى نمودن در نهان و آشكار و خوار داشتن نصايح و وصاياى ايشان در حالت حيات و ممات .
و كسانى كه به مثابت پدر و مادر باشند چون اجداد و اعمام و اخوال و برادران بزرگتر در وجوب رعايت در اوقات احتياج و ازمنهء حوادث ، و احتراز
أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 247
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٤٧