و هرناخلف كه بر خلاف اين معنى رود پيوسته پريشانحال و ذليل باشد و از عمر خويش تمتّعى نيابد . و هرچند طول عمر بيابد چون به پريشانى و ناخوشى گذراند گويا كه كوتاهعمر و كمزندگانى بوده ، « طال عمر من قصر تعبه » .
و سرّ در آنكه حضرت رسالت را در زمان پيغامبرى والدين نبوده آنكه اگر ايشان بودندى آن حضرت را بسبب فرزندى رعايت ادب بايستى نمود و ايشان را بر خود مقدّم بايستى داشت .
و سرّ در آنكه آن حضرت را پسران نيز به بلوغ نارسيده از دنيا رحلت نمودند آنكه اگر بالغ شدندى واجب و لازم بود كه پيغامبر بودندى .
چه نطفهء مبارك آن حضرت چگونه پيغامبر نباشد ، زيرا كه ارث و ميراث در پيغامبرى و نبوّت دخلى عظيم دارد . و پسر هيچ پيغامبر نبوده الّا پيغامبر مگر پسر نوح عليه السلام ، « و النّادر لا حكم له » . و وقوع اين صورت موافق « لا نبىّ بعدى » نبودى .
پس چون هرچه والدين راست از اسباب صورى و معنوى به تو گذاشتهاند حقّ آن بشناس .
ادب ديگر
آنكه با مادر و پدر چنان زندگانى كن كه از فرزندانت مترقّب و چشم داشتست ، « راع اباك ، راعك ابنك » .
مرگ ايشان از براى ميراث مطلب . چه آنچه قسمت و روزى تست به تو خواهد رسيد بىوقوع موت ايشان ، و هركه مرگ مادر و پدر