بيت
گر هست ترا صافدلىّ و روشنرايى * همسايه طلب نخست آنگاه سراى
ليكن از همسايهء بد احتراز لازم دار .
حكما گفتهاند چهار چيز از بلاهاى عظيم است : همسايهء بد ، زن ناسازگار ، عيال بسيار ، تنگدستى .
و به كنارهء شهر و بن بارو خانه مخر ، و از براى ارزانى خانهء ويران به اميد آنكه عمارت كنى و صرفه برى اشترا منما . چه هيچ صرفه در آن نيست .
حكما گفتهاند هرچه اشترا نمايى بايد كه زيان به خداوند كرده باشد .
شرط ديگر
آنكه در همسايگى و پهلوى مسجد و شحنه و علوى و دانشمند و معرّف و وكيل قاضى و خواجهء سرا و زير منار خانه مخر .
ادب ديگر
آنكه چون خانه خريدى حقّ و حرمت همسايه نيكو محافظت نما ، و با مردم كوى و محلّه صاحب وفاق و بامروّت باش .
و در رعايت بيماران كوى و محلّه و پرسش ايشان تقصير منما و اهمال جايز مدار . چه اقدام برين معنى بعد از حصول مثوبات مورث ثبات و بقاى صاحبخانه مىباشد .
و هم برين منوال صاحبان عزا و مصيبت را به جنازهء ميّتشان