محبّت اهل نظر و طالبان محبّت و ناظران رؤيت از شايبهء منازعت منزّه و از عارضهء مخالفت مبرّا . و خوشا وقت آنها كه مقصودشان از محبوب خويش مجرّد نظر و رؤيت است ، خواه جمالى و خواه خيالى . و از براى حصول اين صورت و وصول اين معنى جان مىدهند .
بيت
لعل سيراب به خون تشنهلب يار من است * وز پى ديدن او دادن جان كار من است
حكايت
مجنون را پرسيدند حقيقت عشق چيست ؟ گفت سوختن بىتكلّف و ساختن بىتصرّف .
مقصود از تمهيد اين مقدّمات و تبيين اين مقالات آنكه بدانى كه مدار كاينات و مناط مكوّنات بر عشق است .
مثنوى
اگر عشق افتد اندر سينهء سنگ * به معشوقى زند در گوهرى چنگ
كه مقناطيس اگر عاشق نبودى * بدينسان آهنى را كى ربودى
وگر عشقى نبودى بر گذرگاه * نبودى كهربا جويندهء كاه