لحن جلى و خفى نمودن [ است ] . لحن يعنى غلط ، و جلى روشن و آشكارا ، آنكه در اعراب است مثلا مرفوع را منصوب يا مجرور بخواند يا عكس ، و اين مستلزم تغيير معنى است . و خفى نهان ، آنكه در غير اعراب است بيان غنّه نكند مثلا با اظهار حرف مدغم ، و مخفى نمايد يا اخفاء مظهر كند ، و همچنين اگر چه تغيير معنى نشود . و ببايد از استعجال پرهيز كردن ، يعنى زود خواندن آنچه به تجويد مخلّ است . و حقّ تعالى در خطاب پيغمبر صلى اللّه عليه و آله فرمود :
لتقرأه على الناس على مكث
« 1 » و ضمير به قرآن راجع است ، و مكث درنگ است ، و در ميم فتح و ضمّ است به حسب لغت ، اما آنچه منزل است ضمّ است .
اكنون كه به حسب مخارج و صفات استيفاء حقّ حروف رفت ، و از مشتبهات « 2 » سلامت حاصل گشت ، و ملاحظه به وجه مشروح نموده شد ، هر يك از مفهوم تجويد و معنى ترتيل صادق است . و در اين حالت تجويد كننده از مضمون حديث
« ربّ تال للقرآن و القرآن يلعنه » « 3 »
بيرون است [ يعنى ] اى بسا تلاوت كنندهء قرآن هست كه قرآن وى را لعنت كند . مقصود آنكه به خلاف تجويد عمل مىنمايد و در قرآن مجيد خبط مىبرد « 4 » ، و اين قدر كافى است . و اللّه اعلم .
باب اوّل در ذكر مخارج حروف
بدان كه مخارج حروف هفده است به مذهب خليل بن احمد ، امام نحو و لغت ، و شيخ محمّد الجزرى امام اين فنّ نيز بر اين است .
مخرج اوّل : جوف فم ، يعنى وسط دهان از براى سه حرف است : الف و واو و ياء سواكن ، كه قبل اينها حركت مجانس باشد يا نه . پس فتحه اخت الف است ، و ضمّه اخت واو ، و كسره اخت ياء ، مثل : « يا - قوا - قى » و مثال هر سه در يك كلمه در قرآن مجيد
هامش
( 1 ) اسراء / 106 .
( 2 ) س : مشتيات .
( 3 ) بحار الأنوار ، ج 92 ، ص 184 .
( 4 ) س : مىبرند .