[ مقدّمه ] امّا مقدّمه ، در بيان تجويد است . بدان كه تجويد در اصل لغت به معنى تحسين است و تزيين ، يعنى نيكو كردن و نيكو ساختن . و در اصطلاح تعريف كردهاند : « التجويد إعطاء الحروف حقّها من المخارج و الصفات » ، يعنى تجويد آن است كه بدهى حروف را آنچه سزاوار باشد از رهگذر مخرجها و صفتها . ملخّص معنى آنكه ، هر حرف را از آن مخرج كه تعيين كردهاند و به آن صفت كه متّصف ساخته ، ادا مىبايد نمود ، نه آنكه ضاد را از مخرج زاى مفخّمه ، يا ذال را از مخرج زاى مرقّقه وا نمايند ، اينچنين كه بسيار از عجم مىكنند . يا آنكه ضاد را از مخرج ظا ادا كنند ، آنچنان كه بر زبان بيشتر مردم از عرب و عجم جارى است . يا آنكه مساهله در اداى حا كنند تا به ها منقلب شود به طريق و زمرهء قزوينيان ، و امثال اينها . و همچنين از رهگذر صفت مىبايد هر حرف را به لباس خود متلبّس ساختن تا ملتبس به ديگرى نشود و يا متغيّر نگردد ، و مثلا راى مشدّده ، كه به منزلهء دو حرف است ، آن چنان وى را مكرّر ادا كند كه سامع چهار يا پنج بشنود ، و اين بيشتر فعل وسواسيان است ، خصوصا در
الرحمن الرحيم
و امثالهما ، و مثلا آن حرف را كه باريك ادا مىبايد نمود سطبر گويند يا عكس . حاصل كلام ، اين همه مخالف عربيت است و گاه است خلاف تجويد ، به تغيير معنى مىانجامد . و هر گاه اينچنين باشد قرآن نباشد ، به واسطهء آنكه خداى تعالى قرآن را - شرّفه اللّه و عظّمه - به زبان عرب عرباء فرود آورد كه افصح طوايف عرباند .
و ملاحظهء جاى وقف كردن نيز ضرورى است ، و اقسام وقف مذكور خواهد شد . و اجتناب وقف قبيح لازم است ، و اين ملاحظه از متمّمات ترتيل است كه حقّ تعالى به پيغمبر خود امر فرموده :
و رتل القرآن ترتيلا
« 1 » . و تعريف ترتيل در اصطلاح ، آنچنان كه از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه ،
« الترتيل هو التجويد للحروف و معرفة الوقوف »
. پس دانستن جاهاى وقف در مفهوم ترتيل داخل است ، و معنى خطاب در آيه عام است كه آن حضرت عليه السّلام به اين حكم مخصوص نبوده . و از جملهء تجويد پرهيز از
هامش
( 1 ) مزّمّل / 4 .