تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بانوان عالمه و آثار آنها ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
بغداد گسيل داشت . سپس امام هادى عليه السّلام ، خواهرش حكيمه را خواست و فرمود : او را به منزل خود ببر و آداب فرائض و احكام شرع را به او تعليم بده ، كه او همسر ابو محمد و مادر قائم عليه السّلام است . اين بانوى مكرّم نزد خداوند مقام بالايى داشت كه به چنين شرف و منزلتى دست‌يافت . حضرت نرجس در حيات امام حسن عسكرى عليه السّلام در سامرا رحلت كرد .

حبابة الوالبية ،

( محدث ، متوفى قرن 3 ه ) دختر جعفر اسدى والبى ، كنيه‌اش ام الندى يا ام البراء است . او از اصحاب امير المؤمنين ، امام حسن ، امام حسين ، امام سجاد ، امام باقر ، امام صادق ، امام كاظم و امام رضا عليه السّلام بود ، اين بزرگواران را درك كرد و به خدمتشان رسيد . او نيز به « صاحبة الحصاة » معروف است . كلينى به اسناد خود از عبد الكريم بن عمرو خثعمى از حبابه والبيه روايت كند كه گفت : امير المؤمنين عليه السّلام را در سپاه ديدم و . . . به آن حضرت گفتم : رحمت خدا بر شما اى امير المؤمنين ! نشانهء امامت چيست ؟ فرمود : آن سنگ‌ريزه را بده - و با دستش به سنگ‌ريزه‌اى اشاره كرد - آن را به آن حضرت دادم ، براى من روى آن مهر زد و فرمود : اى حبابه ، اگر شخصى ادعاى امامت كرد و همين كار را توانست انجام دهد ، بدانكه او امام واجب‌الاطاعه است و امامى است كه هرچه را بخواهد ، برايش ممانعتى نيست . حبابه مىگويد : از نزد آن حضرت مرخص شدم . وقتى امير المؤمنين عليه السّلام به شهادت رسيد ، نزد حسن عليه السّلام رفتم ، او در جايگاه امير المؤمنين بود و مردم از او سؤالاتى مىپرسيدند . فرمود : اى حبابه والبيه ! گفتم : بله مولاى من . فرمود : بياور آنچه را دارى . حبابه گويد : سنگ‌ريزه را به او دادم و آن حضرت مانند امير المؤمنين عليه السّلام بر آن مهر نهاد . سپس نزد حسين عليه السّلام رفتم ، او در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود . مرا نزد خود خواند و ملاطفت و مهربانى نمود . سپس فرمود : براى دليلى كه مىخواهى نشانه‌اى است . آيا نشانه امامت را مىخواهى ؟ گفتم : بله سرور من . فرمود : بياور آنچه دارى . سنگ‌ريزه را تقديم كردم و برايم بر آن مهر نهاد . زمانى بعد نزد على بن الحسين عليه السّلام رفتم در حالى كه پير بودم و مىلرزيدم ، نزديك 113 سال از عمرم مىگذشت . آن حضرت را در حال ركوع و سجود عبادت ديدم . از ديدن نشانه مأيوس شدم . با انگشت سبابه به من اشاره كرد ، جوانيم بازگشت . عرض كردم : اى سرور من ! چه مقدار از دنيا گذشته و چه مقدار مانده است ؟ فرمود : آنچه گذشته خوب است و آنچه مانده شرّ . سپس به من فرمود : بياور آنچه را همراه دارى . سنگ‌ريزه را به آن حضرت دادم و برايم بر آن مهر نهاد . سپس نزد امام باقر عليه السّلام رفتم و بر سنگها مهر زد .
بانوان عالمه و آثار آنها ( فارسي ) — صفحة 35 | مركز مديريت حوزه هاى علميه خواهران