گفت : عمه ! حاجتت را بگو و حرفهاى زنانه را كنار بگذار . اروى گفت : دستور بده شش هزار دينار به من بدهند . معاويه گفت : براى چه مىخواهى ؟ اروى گفت : مىخواهم چشمه اى براى نسل حارث بن عبد المطلب خريدارى كنم . دو هزار دينار ديگر را براى ازدواج جوانان حارث خرج كنم و باقى آن را براى زيارت خانه خدا و مشكلات مدينه صرف نمايم . معاويه دستور داد كه شش هزار دينار به او بدهند و گفت : اين مبلغ براى توست ، اما به خدا اگر على بود ، چنين كارى نمىكرد .
اروى گفت : راست مىگويى ، على امانت را ادا نمود و به امر خدا عمل كرد و براى اجراى آن بازخواست مىكرد . و تو امانت را ضايع ، و در مال خدا خيانت كردى و مال خدا را به كسانى دادى كه استحقاق آن را نداشتند ، با آن كه خداوند در قرآنش فرموده : حقوق را به اهلش بدهيد و مال ناحق نگيريد . امير المؤمنين ما را به گرفتن حقمان - كه خدا بر ما واجب كرده - دعوت نمود . ( تو آتش جنگ برافروختى ) و او را به جنگ مشغول كردى و از كارهايش بازداشتى . تو چه مىگويى ؟ بر من منت مىگذارى ؟ بر مالى كه حق ماست ؟ ما كه چيزى غير از حقمان نگرفتهايم . سپس ادامه داد و گفت : نام على را بردى ؟ خدا دهانت را بشكند و بلايت را زياد كند كه از على چنين ياد مىكنى . پس از آن گريست و اين اشعار را در فضائل على عليه السّلام سرود :
ألا يا عين ويح اسعدينا * ألا و أبكى أمير المؤمنينا رزينا خير من ركب المطايا * و جال بها و من ركب السفينا و من لبس النعال أو احتذاها * و من قرأ المثانى و المئينا اذا استقبلت وجه ابى حسن * رأيت البدر راع الناظرينا و لا و الله لا أنسى عليا * و حسن صلاته فى الراكعينا أ في الشهر الحرام فجعتمونا * بخير الناس طرا أجمعينا
امّ اسلم ( صاحبة الحصاة ) ،
( محدث ، متوفى قرن 1 ه ) يكى از سه زنى است كه به صاحبة الحصاة ( دارنده سنگريزهها ) مشهور است . جز حديثى كه مرحوم كلينى درباره وى نقل كرده از شرح حال و تاريخ وفات او اطلاعى در دست نيست ، اما از روايت كلينى معلوم مىشود كه او تا زمان امام زين العابدين عليه السّلام زنده بوده و در ايام حيات آن حضرت ، وفات يافته است .
همچنين نتيجه مىشود كه ام اسلم امامى مذهب و داراى حالتى نيكو ( حسن ) و مورد عنايت خاندان پيامبر بوده و از اصحاب و راويان رسول اللّه ، امير المؤمنين ، امام حسن ، امام