تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بانوان عالمه و آثار آنها ( فارسي ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
خرجى او را قطع كردند . ام سلمه حافظ ودايع و محرم اسرار اهل بيت عليه السّلام بود . علامه مجلسى به نقل از كتاب بصائر الدرجات روايتى ذكر مىكند كه مضمون آن چنين است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ام سلمه را طلبيد و پوست گوسفندى را كه مملو از علم بود به او سپرد و فرمود : هركه پس از من آن را طلب كند ، او امام و خليفه بعد از من خواهد بود . همچنين روايت مىكند كه چون امير المؤمنين عليه السّلام به طرف عراق رفت ، كتب و سلاح و ودايع امامت را به ام سلمه سپرد تا پس از شهادت آن حضرت به امام حسن عليه السّلام بسپارد و هنگامى كه امام حسن عليه السّلام مسموم شد ، آن سلاح و ودايع را به ام سلمه سپرد تا به امام حسين عليه السّلام بدهد . امام حسين عليه السّلام نيز هنگام حركت به‌سوى عراق آن ودايع را به او سپرد تا به امام على بن الحسين عليه السّلام بسپارد . از اين گفتار معلوم مىشود كه ام سلمه نزد اهل بيت عليه السّلام چنان ارج و منزلتى داشت كه محرم اسرار و حافظ امانات ايشان بود . ام سلمه براى بازداشتن عايشه از جنگ با امير المؤمنين عليه السّلام ، او را بسيار نصيحت كرد و بعد از آن نيز براى وى نامه نوشت تا او را از جنگ باز دارد . ام سلمه در غزوه خيبر و فتح مكه و حصارة الطائف و غزوه هوازن و ثقيف و سپس در حجة الوداع همراه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بوده است . ام سلمه نزديك 387 حديث از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و فاطمه زهرا عليها السّلام و ابو سلمه نقل كرده كه 29 حديث آن در صحيحين نقل شده است . طبرانى 518 حديث از راويان مختلف از ام سلمه درباره موارد مختلف از احكام فقهى ، احوالات رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و عصمت و طهارت اهل بيت روايت كرده است . علامه مجلسى نيز ذيل زندگانى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، يك باب به نام « ام سلمه » اختصاص داده است . وى در سن 84 سالگى در حكومت يزيد ، در شهر مدينه وفات كرد و در بقيع مدفون شد وى آخرين نفر از امّهات المؤمنين بود كه از دنيا رفت .

اروى ،

( محدث ، عالم ، بليغ ، متوفى قرن 1 ه ) دختر حارث بن عبد المطلب ، از بانوان بزرگ و بليغ شيعه زنى مؤمن نيكوكار خيرانديش عاقل و استوار در ايمان و مذهب بود . به وقت سخنرانى همگان را به عجز وامىداشت . در برابر معاويه ، خشن‌ترين خطبه‌ها و سخنان را ايراد كرد . برخى از بزرگان اهل سنت و علماى شيعه گفتار وى را با معاويه در حالى كه پير زنى بود و معاويه را مفتضح كرد و حقانيت خاندان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام را بيان كرد - در كتابهايشان ذكر كرده‌اند . پس از سخنان اروى ، معاويه براى ساكت كردن او