بعضى از دوستان ما نقل كردند : يك نفر اظهار آمادگى كرد با خرج خود خانهء ايشان را به كلى به زمين بزند و دوباره دو يا سه طبقه بسازد ، كه رفع همهء حوائج مشكلات رفت و آمدهاى ايشان را بكند و ايشان قبول نكردند و فرمودند : « پدر ما در همين خانه زندگى كردند » .
و راستى خانهء آن بزرگوار با آن كهنگى و فرسودگى ، انسان را به ياد كلام حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در نهج البلاغة مىانداخت كه دربارهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىفرمايند :
« ورد الآخرة سليما لم يضع حجرا على حجر » بدون آلودگى به دنيا به دار آخرت پا نهاد ، او سنگى را بالاى سنگى نگذاشت .
وى آنقدر مراعات وجوه و اموال عمومى را مىكرد و اجتناب از ولخرجيها مىنمود كه پاكتهاى نامه يا تلگرافاتى كه برايشان مىآمد دور نمىريختند ، بلكه درس خارج خود را روى آن پاكتها يادداشت مىكردند و به همراه مىآوردند .
او آنقدر از مراسم رياست و مقامطلبى به دور بود كه روز عيد قربانى در صحن مسجد امام حسن عسكرى عليه السّلام نماز عيد را خواندند ، بعد از فراغت از نماز دعائى خوانده شد و مردم به سجده رفتند ايشان از آن فرصت استفاده كرد درحالىكه مردم در سجده بودند برخاستند و از مسجد خارج شدند ، تا در معرض هجوم و روى آوردن مردم و دستبوسى آنان قرار نگيرند .
از بعضى از علماء محترم شنيدم كه در مسجد بالاسر و اطراف قبر مرحوم آيتاللّه مؤسس ، عكسهائى از علمائى كه در آنجا مدفون بودند گذاشته بودند و كم كم زياد شده بود . روزى مرحوم آقا مرتضى آمد و عكس مربوط به پدر بزرگوارش آيتاللّه حاج شيخ عبد الكريم را از جايگاه آن برداشت ، و بعد ديگران آمدند و عكسها را برداشتند و مسجد از آن صورت نامطلوب بيرون آمد .
نيز از بعضى از آقايان محترم شنيدم كه در عصر سيد محمّد حجت ( رضوان اللّه عليه ) فضلا و طلاب در درس ايشان شركت مىكردند ، و درس سيد محمّد تقى خوانسارى خلوت بود وقتى مرحوم آقا مرتضى متوجه شدند در درس آقاى
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1978
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١٩٧٨