دستگيرى از ضعفاء و فقراء و بيچارگان و بينوايان ، مخصوصا در آستانهء به ثمر رسيدن انقلاب اسلامى كمال سعى و كوشش را داشتند .
و خلاصه ، مصداق بارز يك عالم ربّانى و فقيه وارسته و عارف صمدانى و متّقى و ورع و اسوهء تقوى و فضل و فضيلت و خدمتگزار واقعى به دين مبين اسلام و مدافع حقيقى مذهب حقّهء جعفرى ، و پشتيبان مرجعيّت با تمام ابعاد و مراحلاش بود كه به راستى فقدانش يك ضايعهء بزرگ و جبرانناپذير و ثلمه و خللى بود كه « لا يسدّها شىء » كما اينكه روايت شريف : « اذا مات العالم ثلم فى الاسلام ثلمة لا يسدّها شىء » ناظر به همين معنى است كه خداوند منان و بىهمتا با اجداد طاهرينش محشور نمايد .
امّا اخلاق كريمه و مبادى آداب بودن ايشان بازهم معروف عامّه و خاصّه است بهطورى كه ، اگر كسى دقائق و لحظاتى با آن بزرگوار مأنوس و در خدمتشان مىنشست ، مجذوب اخلاق حسنهء ايشان مىشد ، چنان كه بعضى از حضرات و آقايان علما دربارهء ايشان مىگفتند كه : ايشان آقا است هم در فرش و هم در عرش .
مرحوم حكمآبادى از اين رهگذر هم خدمات شايان و برجستهاى انجام داده بودند ، و در پيشبرد اهداف عاليهء دينى و علمى و اجتماعى مراحل و مقدماتى را هم طى كرده بودند ، و بسيارى از شرابخوارها و قماربازها و ازخدابىخبران را از اين راه به راه راست هدايت كرده بودند ، و در اين سلوك اخلاقى از جدّ بزرگوارش رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تأسّى نموده بود كه قرآن مجيد در شأن و مقامش فرموده :
إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
بعد از پيروزى انقلاب و چند سال خدمت در تبريز ، در اثر ناملايمات و فشارهاى گوناگون و مريضى ، سكته و آنفاكتوس و ضعيف بودن مزاج و نحيف و خسته و كوفته شدن بدن راهى بلدهء شريفهء قم ( عش اهل البيت ) شده ، پس از تقريبا يك سال توقّف در قم ، در تهران رحل اقامت افكندند ، و بعد از يكعمر تلاش و حركت و فعاليّت در امور دينى و اجتماعى ، در يكخانهء محقّر و ساده در كمال