« فرقانى » وابسته به « جامعهء تعليمات اسلامى » تأسيس فرمود ، كه شاگردان زيادى در آن مدرسه درس خواندند و مردانى بزرگ از تجّار و كسبه و مدّاحان اهل بيت ، و بزرگانى كه حلال و حرام را تشخيص مىدادند ، و مخصوصا علماى اعلام و مدرّسين عالىمقام كه الآن مثمر ثمر در حوزههاى علميه و جاهاى ديگر مىباشند به جامعه اسلامى تحويل دادهاند ، كه اميدواريم موجب برخوردارى از نعمتهاى الهى در بهشت برين باشد كه به مؤمنان وعده داده شده است ، و در محضر انبيا و ائمّهء اطهار عليهم السّلام و مراجع عظام ، و لا سيّما در حضور مادر بزرگوارشان حضرت زهراى مرضيه عليها السّلام درجاتشان عالى است متعالى گردد .
معظمله زبان گويا و بيان گرمى داشت و در تمام مبارزات و انقلابات حاضر و ناظر بود ، بلكه مىتوان گفت در آن خطّه سرآمد همهء اينها بود ، از عنفوان جوانى تا دوران پيرى در خدمت اسلام و خدمتگزار واقعى به دين مبين اسلام و مدافع مذهب اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام و پشتيبان فقه و فقاهت و مرجعيّت بود ، و همهء عمر پربركت خويش را در راه ترويج و نشر شريعت اسلامى و معارف دينى صرف نموده بود ، قبل از انقلاب و بالخصوص بعد از سال 1342 شمسى كه نهضت اسلامى شروع شد ، تا پيروزى انقلاب و بعد از پيروزى انقلاب اسلامى ايران در محلهء حكمآباد در مسجد معروف به « مسجد حاج محمّد على » شبهاى شنبه از اطراف و اكناف و محلات مختلف تبريز در آنجا جمع مىشدند و به سخنرانى داغ ايشان گوش مىدادند ، و صداى « هل من ناصر » مراجع تقليد را به گوش مردم مىرساند و از جنايات و كثافات بىحدّ حكومت وقت سخن مىگفت . و بعد در مسجد معروف به « مسجد آيتاللّه شهيدى » در قلب بازار كه محلّ اقامهء نماز جماعت و درس تفسير و سخنرانيهايش بود ، مبارزات بىامان داشتند ، بهطورى كه اهالى محترم شهرستان تبريز از كوچك و بزرگ مىدانند ، بلكه زبانزد عام و خاصّ بوده و هست ، و الآن شايد در بسيارى از خانههاى تبريز نوار سخنرانيهاى ايشان موجود مىباشد .
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 2183
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص٢١٨٣