خالى كرده ، حاضر به محاجّه با ايشان نبودند . و بالاخره آن مرد بزرگ و مبارز قناعت به اين نكرده ، جلسههاى متعددى در ساليان دراز در آنجا شبها و روزها ترتيب داده ، كتاب « گفتار خوش يارقلى » و غير آن را عنوان كرده ، در ردّ بهائيت سخن گفته ، كه به حمد اللّه و المنّة منكوب و رسوا و مفتضح شده آنجا را از وجود نحس و نجسشان خالى كرده ، پا به فرار گذاشتند ، و به جاى آنها در حكمآباد و همچنين در محلههاى ديگر اقامهء نماز جماعت و وعظ و سخنرانىها در تمام مساجدشان دائر گرديد . و الآن حكمآباد و حومه به بركت زحمات فوقالعاده و نيّت خالصانهشان جاى متديّنين شده ، و در پاكى و سلامتى و خوبى كمنظير و به محلّ امن و أمان معروف مىباشد .
مبارزهء ايشان با حكومتهاى عهد ستمشاهى و عوامل منحوسشان زياد است ، كه از آن جمله : مبارزه با كشف حجاب و بىحجابى و برداشتن عمامههاى علما ، بهطورى كه ساليان متمادى براى اينكه نگذارد كشف حجابى شايع شود ، عمامهها و يا عمامهء خودش برداشته شود ، و بهطور كلّى به آستان مقدّس روحانيّت بىادبى و اهانت شود با رئيس كلانتريها و اوباشهاى آن زمان مخصوصا با پيشهوريها و بلشويكها و ديگران مبارزه و دست و پنجه نرم كرده ، از ظلم بىحدّ آنها در معيّت و با مساعدت يك فرد غيور و شجاع به اسم « على محمّد » كه مثل شير ژيان مىخروشيد ، و واقعا هم مثل پدر و بلكه بالاتر در حقّ ايشان نهايت بزرگوارى و از خودگذشتگى نشان داده بود ( حشره اللّه مع الأئمّة الميامين ) پناه بر مغارات و دهات برده ، و بالاخره در مخفيگاهها به سر مىبرد تا از كيد و اذيّت آنها در امان بماند ، و غالبا به خوردن قوت لا يموت قناعت مىكرد ، تا دست بيعت به حكومتهاى وقت و سلاطين جور و ايادىاش نداده باشد ، چنان كه اين تعبير و رد زبان ايشان در منابر در برابر ساواكىها بود .
اما تلاشهاى ايشان در سنگر فرهنگى و اجتماعى لا تعدّ و لا تحصى بود ، مثلا در تأسيس بيمارستان و مدارس سعى و كوشش فراوان به خرج مىداد و در حكمآباد يك درمانگاه و در محلهء « عمو زين الدّين » همچنين ، و يك مدرسه به نام
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 2182
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص٢١٨٢