تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1415

مساهمون:

ص١٤١٥
سند و قباله تنظيم مىكرد . روزى در يكى از روستاهاى بخش ، شخصى از دنيا مىرود كه وارث ذكور نداشت . خان مأمور خود را روانه مىكند تا اموال ميّت را به نفع خود مصادره كند . هم‌زمان آيت‌اللّه ملكى ضمن طى مسيرى طولانى خود را به آن روستا رسانده و اموال را ميان وارثان زن آن مرحوم تقسيم مىكند . و اين كار را در حضور مأمور خان كه قبلا براى مصادره اموال به آنجا آمده بود ، انجام مىدهد و مأمور خان كه خود را در مقابل عمل انجام شده مىبيند ، زير لب اعتراض مىكند كه من مأمورم و معذور ؛ در اين هنگام اين عالم مجاهد ، استكان چاى او را از جلوش برداشته و به بيرون پرتاب مىكند و سيلى محكمى به صورتش مىنوازد كه خبر آن به سرعت در سرتاسر منطقه پخش مىشود . در يك مورد ديگر يكى از ملّاكين منطقه از تبريز براى مصادرهء اموال شخصى بدون وارث ذكور ، به يكى از روستاهاى بخش حركت مىكند . آيت‌اللّه ملكى اهالى آن روستا را بسيج و فتواى مبارزه و جلوگيرى از اين كار را به هر قيمت ممكن ، صادر مىكند . روستائيان مجهّز شده و خود را براى مقابله آماده مىكنند . اين خبر به گوش آن ظالم مىرسد . از ترسش از ميان راه برمىگردد و جرأت آمدن به آن روستا را پيدا نمىكند . در سالهاى قبل از اجراى قانون « اصلاحات ارضى » قسمت مهمّى از اراضى مسكونى مركز بخش « ترك » محلّ سكونت هزار خانوار ( حدود شش هزار نفر جمعيّت ) به يك مالك متعهد تبريزى تعلّق داشت ، برخى از ملّاكين ستمگر ناحيه مىخواستند زمينهاى او را با حيله و فريب تصاحب كنند و بر دامنهء سلطه و ستم خود بيفزايند . ولى با اقدامات به موقع و درخواست آيت‌اللّه ملكى اين اراضى توسط مالك قانونى آن به مردم ساكن منطقه بخشيده شد و به اين وسيله دست تجاوز ظالمان از آن قطع گرديد و در راه نيل به اهداف پليدشان ، ناكام ماندند . و اين مسئله موجب خشم شديد آنان گرديد . همچنين آيت‌اللّه ملكى در مبارزه با مفاسد اجتماعى از قبيل : قمار ، فحشا و
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1415 | عبد الحسين جواهر كلام