تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1567

مساهمون:

ص١٥٦٧
در اوائل تحصيل كه به صرف و نحو اشتغال داشتم علاقهء زيادى به ادامهء تحصيل نداشتم ، و از اين روى هرچه مىخواندم نمىفهميدم و چهار سال به همين نحو گذرانيدم . پس از آن يكباره عنايت خدائى دامن‌گيرم شده عوضم كرد . و در خود يك نوع شيفتگى و بىتابى نسبت به تحصيل كمال حس نمودم ، به طورى كه از همان روز تا پايان ايام تحصيل كه تقريبا هفده سال كشيد ، هرگز نسبت به تعليم و تفكر شيرين حوادث در برابر مىپنداشتم . بساط معاشرت غير اهل علم را به كلى برچيدم . در خورد و خواب و لوازم ديگر زندگى به حداقل ضرورى قناعت نموده ، باقى را به مطالعه مىپرداختم . بسيار مىشد ( و بويژه در بهار و تابستان ) كه شب را تا طلوع آفتاب با مطالعه مىگذرانيدم ، و هميشه درس فردا را شب پيش مطالعه مىكردم ، و اگر اشكالى پيش مىآمد با هر خودكشى بود حل مىنمودم ، و وقتى كه به درس حضور مىيافتم ، آنچه استاد مىگفت قبلا روشن بودم ، و هرگز اشكال و اشتباه درس پيش استاد نمىبردم .

از آثار مختصرى كه هنگام تحصيل در نجف تهيه كرده‌ام :

1 - رساله در برهان . 2 - رساله در مغالطه . 3 - رساله در تحليل . 4 - رساله‌اى در تركيب . 5 - رساله‌اى در اعتباريات ( افكارى كه ساختهء خود انسان است ) . 6 - رساله‌اى در نبوات و منامات .

از آثارى كه در اوقات اقامت تبريز تأليف شده :

1 - رساله‌اى در اثبات ذات . 2 - رساله‌اى در اسماء و صفات .