تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1565

مساهمون:

ص١٥٦٥
كتاب شرح اشارات ، و در كلام : كتاب كشف المراد را خواندم و به همين ترتيب دروس متن ( در غير فلسفه و عرفان ) خاتمه يافت . سال 1304 ش براى تكميل تحصيلات خود عازم حوزهء نجف گرديدم و به مجلس درس آيت‌اللّه آقاى شيخ محمّد حسين اصفهانى ( غروى ) حاضر شده ، يك دورهء خارج اصول كه تقريبا شش سال طول كشيد و چهار سال نيز خارج فقه معظم‌له درك نمودم و همچنين هشت سال در خارج فقه آيت‌اللّه [ ميرزا محمّد حسين ] نائينى و يك دورهء خارج اصول معظم‌له حضور يافتم ، و كمى نيز به خارج فقه آيت‌اللّه آقاى سيد ابو الحسن اصفهانى رفتم . كليات علم رجال را نيز پيش آيت‌اللّه [ سيد محمّد حجت ] كوه‌كمرى رفتم . در فلسفه نيز به دروس حكيم و فيلسوف معروف وقت آقا سيد حسين بادكوبى موفق شدم . در ظرف شش سال كه پيش معظم‌له تلمّذ مىكردم ، منظومهء سبزوارى و اسفار و مشاعر ملا صدرا و دورهء شفاى بو على و كتاب اثولوجيا و تمهيد ابن تركه و اخلاق ابن مسكويه را خواندم . بادكوبى از فرط عنايتى كه به تعليم و تربيت نويسنده داشت براى اينكه مرا به طرز تفكر برهانى آشنا ساخته به ذوق فلسفى تقويت بخشد ، امر فرمود كه به تعليم رياضيات پردازم . در امتثال امر معظم‌له به درس آقا سيد ابو القاسم خوانسارى كه رياضيدان زبردستى بود حاضر شدم و يك دورهء حساب استدلالى و يك دورهء هندسه مسطحه و فضائى و جبر استدلالى از معظم‌له فراگرفتم . سال 1314 ش در اثر اختلال وضع معاش ناگزير به مراجعت شده به زادگاه اصلى خود ( تبريز ) برگشتم ، و ده سال و خورده‌اى در آن سامان بسر بردم كه حقا بايد اين دوره را در زندگى خود دورهء خسارت روحى بشمارم . زيرا در اثر گرفتارى ضرورى به معاشرت عمومى وسيلهء تأمين معاش ( كه از مجراى فلاحت بود ) از تدريس و تفكر علمى ( جز مقدارى بسيار ناچيز ) بازمانده بودم ، و پيوسته با يك شكنجهء درونى بسر مىبردم .
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1565 | عبد الحسين جواهر كلام