سالهاى طولانى بود كه اين شهر دوران آشفته و سختى را پشت سر مىگذاشت . مردم از نظر اخلاقى ، فرهنگى و مذهبى در وضع ناگوارى به سر مىبردند . در هنگام نماز ، نه از صداى اذان خبرى بود و نه نشانى از صف جماعت . فرقهء گمراه بهائيت فرصت خوبى را براى ترويج عقايد خرافى خود به دست آورده بودند . در اين ايّام كه وارد شهر ميانه گشت و سرود نماز سرداد . با تبليغ و ارشاد توانفرسا ، مردم را به مساجد فراخواند و اولين نماز جماعت را پس از سالها تعطيلى اقامه كرد و صداى دلنشين اذان مؤذنها را در فضاى شهر طنينانداز نمود ، و جمعى پراكنده را به گرد هم آورد . او زندگى خيلى سادهاى داشت و در استفاده از وجوه شرعى بسيار سختگير بود .
از آثار او :
كتابى در فلسفه كه در اختيار فرزندش قرار دارد و بر روى آن تاريخ مرگش به قلم يكى از شاگردانش 1349 ق نوشته شده است .
آن عالم ربانى پس از سالها خدمت سرانجام به سن 58 سالگى ، در روز سهشنبه 22 / محرم / 1350 ق مطابق با 18 / خرداد / 1310 ش دار فانى را وداع كرد ، و در قبرستان حاج شيخ در شهر مقدس قم به خاك سپرده شد .
- منبع
1 - سيماى ميانه 202 .
سيّد محمّد حسن الهى طباطبائى « تبريزى » ( 1325 - 1387 ق )
سيّد محمّد حسن معروف به « الهى » فرزند سيّد محمّد طباطبايى تبريزى ، برادر كوچكتر علامهء طباطبائى و تحصيلات ايشان همراه برادرش در نجف اشرف بود . ولى بيشتر در امور عرفانى و علوم غريبه سير مىكرد ، دورى انزوا را