روضهخوانى پنهانى باشكوهى داشت ، و علاقهمندان خامس آل عبا عليه السّلام را به مجلس خويش فرامىخواند .
وى پس از طى سطوح ، خارج را از محضر آيات : ميرزا محمّد ارباب قمى ، شيخ ابو القاسم قمى « كبير » و حاج شيخ عبد الكريم حائرى يزدى استفاده نمود و حكمت را از ميرزا على اكبر حكمى يزدى « تجلّى » آموخت . در ضمن دانشمندان بزرگ قم و تهران به خدمتش مىرسيدند ، و از محضر پرفيضش مستفيض مىگشتند . ايشان در اواخر عمر استادش حائرى يزدى به تهران مهاجرت كرد و در آن ديار به خدمات مذهبى و اجتماعى اشتغال ورزيد .
برقعى آثار پراكندهء بسيارى از او در كتب مختلف باقى مانده ، امّا كتابهاى چاپى نامبرده تا آنجا كه در منابع ثبت شده ، عبارتند از :
1 - الهىنامه .
2 - بطون خمسه در خداشناسى .
3 - بطون سته ( اشعار ) .
4 - شرحى بر منازل السائرين .
5 - فلسفهء شهادت .
6 - كتاب خود و خدا ( يا لب البطون ) .
7 - كمال الانسان و ميزان الايمان .
8 - مثالىنامه .
نقل يك مطلب
او در صفحهء 14 « فلسفهء شهادت » چنين مىنويسد : اين عزادارى و سوگوارى و گريه و زارى كه از براى حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام مىشود ، نه از براى يك شخص عادى است كه براى منافع مادى شخص خود كشته شده باشد ، بلكه از براى كسى است كه از براى احياى دين شهيد شده كه وسيلهء تكميل نفوس و رسانيدن بشر