چشم اميد بداريم كه اندر ره عشق * بهر اين گمشدگان راهبرى نيست كه هست
افصحى را نظرى گر بنمائى از لطف * بهر پرواز در او بالوپرى نيست كه هست
نوروز و بهار
گشت نوروز و بهار آمد و گلها به چمن * باز بلبل بسر شاخه بيامد به سخن
دستهاى در طرب و عيش به هر دشت و دمن * مىرسد دورهء جمعى نگران دورهء من
سال كهنه ز برم رفت بشد سالى نو * ( يادم از كِشتهء خويش آمد و هنگام درو )
عيد نوروز كه يك مفخر جمشيد جم است * يا پرىروى زنى بوسه به هر قدر كم است
بنشين سايهء نخلى كه چو باغ ارم است * خوش اگر سال بود بهر من و تو چو غم است
سال كهنه ز برم رفت بشد سالى نو * ( يادم از كشته خويش آمد و هنگام درو )
عيد نوروز به يك سال به پيرى افزود * درد پهلو و كمر درد به من روى نمود
عمر بگذشته دگر روى به خوبى ننمود * گاه زنگ خطر مرگ برم خواند سرود
سال كهنه ز برم رفت بشد سالى نو * ( يادم از كِشتهء خويش آمد و هنگام درو )
افصحى خوش نگذشت است در اين دير خراب * گذرانديم همه عمر نه اجر و ثواب
به اميديم خدا داد رسد روز حساب * غافل از عاقبت كار دگر بوده به خواب
سال كهنه ز برم رفت بشد سالى نو * ( يادم از كِشتهء خويش آمد و هنگام درو )